نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
) نتیجه گیری
آنچه در بررسی مقایسهای برهان وجودی به روایت هگل، و برهان صدیقین به روایت صدرالمتألهین، در نگاه نخست مورد توجه قرار میگیرد، مبادی متفاوت این دو برهان است. همانطور که در مباحث فوق نیز روشن گردید، ماهیت برهان وجودی بررسی مفهوم خداوند از جهت نسبت آن با وجود او است که با بررسی کیفیت این مفهوم، منشأ آن بهمثابهی حقیقتی ورای ذهن بشر، و غایتی که تأمین میکند، تصدیق واقعیت خداوند حاصل میگردد. تقریر آنسلمی از برهان وجودی مقتضی پذیرش این است که هر دانشی به ذات مطلق حاصل ایمان، طلب مؤمن، و اشراق الهی است و فرایندی برای صیرورت انسان در جهت بازگشت به ذات مطلق با یک جهتگیری عمودی است. دلیل این امر باور به تقدم ذهن الهی بهمثابهی جایگاه مثل بر فاعل شناسای انسانی، و غایت بودن برای آن است.
در برهان صدیقین، نقطهی آغاز حقیقت وجود است و ذهن و محتوای آن نیز بر حسب وجود تعریف میشوند. در اینجا نیز کیفیت طی طریق در فرایند برهان متضمن یک جهتگیری عمودی برای صیرورت انسان است. در این مورد میتوان چنین نتیجه گرفت که علیرغم تفاوت مبادی در برهان وجودی آنسلمی و برهان صدیقین، نسبت تناظر میان برهان وجودی با تقریر آنسلم و برهان صدیقین برقرار است، زیرا هر دو مورد ناظر به حصول غایاتی متناظر است.
بر خلاف برهان وجودی آنسلم، مفهوم خداوند در برهان وجودی هگل صرفاً کیفیتی درونباشنده دارد و تمامیتی تلقی میشود که عقل را در فرایند خودپروری خویش آن را فعال میسازد و به آن حیات میبخشد. این حیات فرایند تکاملی است که به بشریت در مجموع تعلق دارد و هیچیک از افراد انسانی بهتنهایی قادر به وصول به مقام شهود حق نیستند. در این تقریر مطلق امری از پیش محقق نیست، بلکه امری رو به تحقق است که در سیر خویش در تاریخ به غایت خویش نزدیک میشود و بر این اساس جهتگیری صیرورت بشری در اینجا تاریخی و بنابراین افقی است. ازاین رو نمیتوان میان برهان وجودی با تقریر هگلی، و برهان وجودی با تقریر آنسلم غایتی متناظر در نظر گرفت و از آنجا که چنین استنباط شد که برهان وجودی آنسلمی و برهان صدیقین متناظرند، میتوان نتیجه گرفت که برهان وجودی هگلی با برهان صدیقین غایاتی متناظر ندارند و از همهی این موارد میتوان حکم به تناظر میان فلسفهی آنسلم و اصالت ایده مسیحی با حکمت صدرایی، و عدم تناظر میان این دو با فلسفهی هگل داد
عنوان مقاله English
نویسندگان English
In this paper, we compare between Ontological Argument and Seddiqin Argument and we assume that these Arguments represent two metaphysical point of view (Idealism and Originality of Being) and we assume that with regarding this representation, we can thought on these argument in more correct way. In our view, Ontological Argument is based on Idealism, and Idealism gone a fundamental change from premodern to modern period, for this reason, Ontological argument gone a fundamental change and this change entails to fundamental different in the sense of final consequence of this argument and by this reason, it is necessary that we regard this difference. Given that Presentation of two readings of ontological argument, we can find which reading of ontological argument Correspondence with seddiqin argument and which one diverge from it. Meanwhile, Given that different bases in Ontological Argument and Seddiqin Argument, we can obtain a more correct understand of metaphysical background of Ontological argument.
کلیدواژهها English
منابع لاتین