<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>عقل و دین</title>
    <link>https://www.aghlodin.ir/</link>
    <description>عقل و دین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 20 Apr 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Apr 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل و تطبیق دیدگاه آیت‌الله جوادی‌آملی و پل تیلیش درباره پاداش و عقاب اخروی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233579.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل تطبیقی دیدگاه آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی و پل تیلیش درباره پاداش و عقاب اخروی پرداخته‌است. جوادی‌آملی، با تکیه‌بر حکمت متعالیه، پاداش و عقاب را امری تکوینی و تجسم‌یافته از اعمال انسان می‌داند و بر اصل سنخیت میان عمل و جزا تأکید دارد. در مقابل، تیلیش با رویکردی اگزیستانسیالیست، پاداش را اتحاد با "بنیان وجود" و عقاب را تجربه بیگانگی از خداوند تفسیر می‌کند. این مطالعه نشان‌می‌دهد که جوادی‌آملی به عینیت و تحقق خارجی معاد جسمانی و روحانی باور دارد، در حالی که تیلیش به زبان نمادین و تجربه وجودی در تبیین سرنوشت نهایی انسان متمایل است. همچنین، جوادی‌آملی اختیار را مبنای مسئولیت انسان در قبال اعمالش می‌داند، در حالی که تیلیش بر پذیرش فیض الهی برای رهایی از اضطراب و پوچی تأکید دارد. این پژوهش نشان‌می‌دهد که هرچند این دو متفکر از سنت‌های دینی مختلف برخاسته‌اند، اما هر دو بر پیوند میان سرنوشت اخروی و کیفیت رابطه انسان با خدا تأکید دارند. این مقایسه تطبیقی می‌تواند به تعمیق مطالعات بینادینی و بینافلسفی در حوزه فرجام‌شناسی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد نظریه تکامل در مسئله چگونگی پیدایش انسان بر اساس آموزه خلقت انسان در قرآن و سنت</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233580.html</link>
      <description>یکی از مسائل مهم در بحث رابطه علم و دین مسئله چگونگی پیدایش انسان است. بسیاری از ملحدان از این مسئله به‌عنوان تعارض علم و دین یاد کرده و به پشتوانه علمی فرضیه تکامل به دنبال نفی خداشناسی و انسان‌شناسی دینی هستند. بر اساس نظریه تکامل آغاز تکامل انسان و سایر جانداران به زمان پیدایش حیات بر روی کره زمین بازمی‌گردد و انسان با تمام موجودات زنده از نیاکان مشترکی برخوردار است. از منظر دینی، آیات و روایات متعددی درباره خلقت انسان بیان شده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا مسئله پیدایش انسان از منظر علمی (فرضیه تکامل) و دینی (متون قرآنی و روایی) تبیین شده است سپس فرضیه تکامل از منظر دینی موردنقد و بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، مباحثی مانند نقش عوامل ماورا طبیعی و طبیعی در پیدایش حیات انسان، چگونگی پیدایش جسمانی انسان و ماهیت روح انسان مورد تحلیل قرار گرفته شده است. اگر طبیعت‌گرایی مبنای فرضیه تکامل در نظر گرفته نشود برخی از آموزه‌های دینی با شواهد تکاملی همخوانی دارد مانند وجود آدم‌نماها و ویژگی‌ها و انقراض آن‌ها و برخی دیگر مانند فاعلیت و حکمت خدا در خلقت انسان، اعجاز در خلقت حضرت آدم و وجود روح در انسان با فرضیه تکامل در تضاد نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هرمنوتیک کتاب و سنت در بوته ی تحلیل وارزیابیِ حجیت ظواهر</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233583.html</link>
      <description>چکیده ی چکیده مفسران کتاب مقدس برای توجیه تناقضات کتاب مقدس به ناچار از رویکرد زبانی به این کتاب عدول کرده و به توجیه تجربی وغیر زبانی آن روی آورده اند، این در حالیست که شیوه رایج وغالب تفسیر قرآن حکیم برای فهم متن آن، همواره بهره گیری از ظواهر الفاظ بوده است. آقای مجتهد شبستری -شاید به تأسی از جریان ظاهر ستیز تفسیر کتاب مقدس- روش فهم وتفسیر را دراین مورد منحصر ندانسته و ضمن این که اصالت ظواهر را نامستدل و غیر عقلانی معرفی می کند،با تکیه بر مبانی گادامر در فهم متن ، هرمنوتیک فلسفی را جایگزین امروزین این روش می داند . این مقاله در پی انست که با تبیین و تثبیت مبانی حجیت ظواهر، سنگ محک قابل قبولی برای توزین دیدگاه شبستری ارائه نماید و سپس تاحد امکان نقاط تلاقی و تعارض این نظریه را با اصالت ظواهر ، آشکار نماید . دراین مقاله ازشیوه ی توصیفی -تحلیلی استفاده شده و روش کتابخانه ایی به کار رفته است . نتیجه آنکه حجیت ظواهر در مواردی هم چون روایت نفس الامری وواقع نما از معنای متن و قصد مولف، جانمایی دقیق پیش فرض ها و پیش دانسته ها در فهم متن واطلاق گیری از معانی دربرابر زمانمندی معنا با هرمنوتیک کتاب و سنت چالش جدی دارد . کلید واژه ها : اصالت ظواهر ، هرمنوتیک کتاب و سنت ، معنای وضعی و استعمالی ، مراد جدی متکلم .</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نقش و جایگاه عقل در تبیین باورهای دین از منظر فارابی و آیت الله جوادی آملی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233582.html</link>
      <description>مسئله رابطه عقل و دین از جمله موضوعات چالش‌برانگیزی است که در فلسفه، کلام و اندیشه دینی پیشینه‌ای کهن دارد. این دیرپایی بحث‌برانگیزانه از آن رو است که نسبت عقل و دین، نقش اثرگذاری در پهنه معرفت دینی بجا می‌نهد و همین امر موجب آن شده که حکیمان مسلمان نیز درتأملاتشان اهتمام خاصی به تبیین نوع تعامل عقل و دین روا دارند. در این میان فارابی فیلسوف پرآوازه قرن چهارم و آیت الله جوادی آملی حکیم برجسته معاصر در آثار خویش کوشیده‌اند با خوانشی همگرایانه، سازواری عقل و نقل را به اثبات رسانند. از نظرگاه این دو حکیم بلند مرتبه تاریخ فلسفه، معرفت عقلانی نه تنها از معرفت دینی گسسته نیست بلکه در قلمرو معرفت دینی قرار می‌گیرد و هیچ یک از دیگری در رسیدن به حقایق بی‌نیاز نیست. هر چند که این دو فیلسوف در نگاه کلی راجع به عدم تعارض عقل و دین هم‌نظرند، اما در چگونگی تبیین رابطه آن دو و نیز در روش بهره‌مندی از عقل در تبیین آموزه‌های دینی و محدودیت فهم عقل اختلاف نظر دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عقلانیت در برهان قرآنی: تحلیل ساختار سلسله‌مراتبی قرآن در ابطال شرک (آیات ۲۲-۲۳ سورۀ سبأ)</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233584.html</link>
      <description>پژوهش حاضر، با هدف عبور از شروح مرسوم در سنت تفسیری، به تحلیل ساختار منطقی و شیوه بلاغی قرآن در مواجهه با شرک می‌پردازد. این مقاله با تمرکز بر آیات ۲۲ و ۲۳ سورۀ&amp;amp;nbsp; سبأ و به‌کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی، به واکاوی منطق درونی حاکم بر این آیات با استمداد از پاره&amp;amp;shy;ای از آثار تفسیری برجسته فریقین پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد این آیات، برهانی منسجم با ساختار سلسله‌مراتبی را سامان می‌دهند که تمام منافذ فکری شرک را مسدود می‌نمایند. استدلال&amp;amp;shy;های قرآنی، با ابطال فراگیرترین ادعا یعنی مالکیت استقلالی معبود مشرکان، آغاز می‌شود و به‌ترتیب با نفی شراکت تبعی در مُلک و معاونت در تدبیر، پیگیری شده و ادامه می&amp;amp;shy;یابند. درنهایت خداوند حکیم با ابطال آخرین دستاویز مشرکان، یعنی شفاعت مستقل معبود ایشان و مشروط ساختن آن به اذن الهی، هرگونه استقلال و نفوذ را از غیرخدا سلب می‌کند. تحلیل‌ها آشکار می‌سازد که اصل بنیادین استدلال قرآنی، مفهوم استغنای مطلق الهی است؛ همان غنای ذاتی که برآمده از اوصاف وی از قبیل عزت (غلبه شکست‌ناپذیر) و حکمت (تدبیر بی‌نقص) است. افزون بر این، پژوهش حاضر بلاغت قرآن را در تکمیل برهان، از طریق تصویرسازی &amp;amp;laquo;صحنۀ فزع ملائکی&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد که تأثیر برهان را در ذهن و ضمیر مخاطب نهادینه ساخته و راه را بر هرگونه توجیه شرک‌آمیز مسدود می‌سازد. نوآوری اصلی تحقیق، تحلیل این ساختار یکپارچه و ایضاح آن در قالب برهان استغنا است که الگویی از عقلانیت نظام‌مند و بلاغت تأثیرگذار قرآن را ارائه می‌دهد.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبرد تقیه در اندیشه و مناظرات شیخ مفید؛ تلفیق مدارا، دفاع و نوآوری کلامی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233589.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر راهبرد تقیه در اندیشه و مناظرات شیخ مفید (ره)، به واکاوی سازوکارها و ابعاد تلفیقی مدارا، دفاع عقلانی و نوآوری کلامی در مواجهه با مخالفان فکری و اعتقادی در بستر تاریخی-اجتماعی بغداد عصر آل بویه می‌پردازد. دوران حیات شیخ مفید، دورانی پر فراز و نشیب از لحاظ سیاسی، اجتماعی و کلامی بود که فضای گفتمانی بغداد را متأثر از تنوع فرق و مذاهب اسلامی، به ویژه تقابل میان امامیه، اهل سنت و معتزله، به خود مشغول کرده بود. در چنین فضایی، شیخ مفید با بهره‌گیری از ابزار تقیه، به ویژه در اشکال مداراتی، استدلالی و در مواردی خوفی، به دفاع از عقاید شیعه و پاسخگویی به شبهات مخالفان پرداخت.این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای منابع تاریخی و متون روایی؛ مبانی نظری تقیه، زمینه‌های اجتماعی و فکری دوره آل بویه در بغداد و روند تعاملی و آثار مناظرات مشهور شیخ مفید با شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار با تمرکز بر عنصر تقیه را واکاوی نموده است. دستاورد اصلی پژوهش، تبیین الگویی نظام‌مند و منعطف از تقیه در بستر مناظرات است؛ الگویی که نه صرفاً به عنوان رفتاری مبتنی بر احتیاط، بلکه با کارکردی فعال، خلاقانه و راهبردی، در پویایی علم کلام امامیه نقش‌آفرینی کرده است. تحلیل موردی مناظرات شیخ مفید نشان می‌دهد که تلفیق میان مدارا، واکنش عقلانی و نوآوری علمی، تأثیری قابل توجه در حفظ، گسترش و ارتقای گفتمان شیعی در یکی از پیچیده‌ترین ادوار تاریخ اسلام داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اعجاز علمی قرآن در پرتو معیار‌های اعجاز</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233588.html</link>
      <description>اعجاز علمی قرآن از مباحث چالش‌برانگیز در حوزه مطالعات قرآنی و کلامی است که با گسترش علوم بشری، جایگاهی ویژه در پژوهش‌های معاصر یافته است. تفسیرهای علمی از یک سو زمینه‌ای برای بازخوانی اعجاز قرآن فراهم آورده‌اند و از سوی دیگر، خطر تحمیل مفاهیم علمی متغیر بر متن وحیانی را در پی داشته‌اند. در این میان، سه رویکرد اصلی پدید آمده است: رویکرد افراطی که هر گونه تفسیر علمی را معجزه می‌انگارد؛ رویکرد اعتدالی که با ملاحظه شرایط اعجاز، برخی اشارات علمی قرآن را فراتر از افق علمی بشر می‌داند؛ و رویکرد تفریطی که اعجاز علمی را تنها در ثبات و جاودانگی بیانی قرآن خلاصه می‌کند. مقاله حاضر با روش تحلیلی ـ انتقادی و با تکیه بر معیارهای بنیادین اعجاز، همچون خرق عادت، تحدی و عدم معارضه، به ارزیابی این دیدگاه‌ها پرداخته و نشان می‌دهد که تنها رویکرد اعتدالی می‌تواند با شاخص‌های اعجاز هماهنگ بوده و تصویری واقع‌گرایانه از اعجاز علمی قرآن ارائه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علاج باخودبیگانگی از مسیر معنا: تطبیق دیدگاه‌ ملاصدرا و ویکتور فرانکل</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233586.html</link>
      <description>پدیده ازخودبیگانگی به‌مثابه یکی از بحران‌های عمیق وجودی انسان معاصر، در نتیجه گسست فرد از خویشتن اصیل، جهان هستی و غایت زندگی، توجه متفکران حوزه‌های مختلف فلسفی و روان‌شناختی را برانگیخته است. از طرف دیگر، مفهوم معنای زندگی به‌عنوان نقطه مقابل این گسست، نقش محوری در بازیابی هویت و زیست اصیل ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مسئله ازخودبیگانگی و معنای زندگی در اندیشه ملاصدرا، فیلسوف برجسته حکمت متعالیه، و ویکتور فرانکل، بنیان‌گذار معنا‌درمانی وجودی (لوگوتراپی)، صورت گرفته است. روش پژوهش تحلیلی ـ تطبیقی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای بوده و با تحلیل مفهومی، به استخراج مبانی نظری هر دیدگاه و مقایسه تطبیقی آن‌ها پرداخته است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در منظومه فکری ملاصدرا، معنا امری هستی‌شناختی، فطری و غایت‌مدار است که از طریق حرکت جوهری نفس، سلوک وجودی، و اتصال به مبدأ هستی تحقق می‌یابد. در مقابل، فرانکل معنای زندگی را واقعیتی روانی‌ـ‌اگزیستانسیال و انحصاری می‌داند که فرد در بطن رنج، مسئولیت‌پذیری و آزادی در انتخاب، آن را کشف می‌کند. با وجود تفاوت در مبانی هستی‌شناسی، هر دو متفکر بر ضرورت بازگشت به خویشتن راستین و بازیابی معنا برای خروج از وضعیت ازخودبیگانگی تأکید دارند. این پژوهش بر امکان گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای میان حکمت اسلامی و روان‌شناسی معناگرا برای پاسخ‌گویی به بحران‌های معنایی انسان معاصر تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت تعذیر و جهل مرکب در قرآن با تکیه بر آموزه‌های تربیتی در کلام امامیه</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233587.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد تحلیلی توصیفی و تطبیقی به بررسی پیوند تعذیر به عنوان بهانه‌جویی و مقاومت معرفتی در برابر حق در قرآن با جهل مرکب به عنوان نادانی همراه با پندار دانایی در کلام امامیه می‌پردازد. سؤال محوری پژوهش این است که آیا تعذیر ریشه در جهل مرکب دارد یا خیر. فرضیه بر آن است که تعذیر اغلب تجلی بیرونی جهل مرکب است و با ساختارهای معرفتی و اخلاقی نادرست پیوند دارد، هرچند عامل مستقیم همه تعذیرها مانند نوع انفعالی ناشی از ترس جهل مرکب نیست. روش تحقیق توصیفی تحلیلی با تمرکز بر آیات قرآن و آموزه‌های کلامی امامیه است. یافته‌ها نشان می‌دهد جهل مرکب با عواملی چون تعصب، خودبرتربینی و غلبه قوه واهمه بستر تعذیر را فراهم می‌سازد و این دو در تعامل پذیرش حقیقت را مسدود می‌کنند. نتایج بیانگر آن است که اصلاح این چرخه نیازمند رویکرد جامع شامل تربیت عقلانی، تهذیب نفس، گفت‌وگوی روشمند، پرورش پرسشگری سالم و نهادسازی معرفتی است. این مطالعه چارچوبی نوین برای بازخوانی رابطه تعذیر و جهل مرکب در تربیت دینی ارائه می‌دهد و زمینه پژوهش‌های آتی در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌ها و آثار فلسفه و عرفان اسلامی در گسترش جریان استبصار شیعی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233581.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی فرایند استبصار، یعنی گرایش به مکتب تشیع، از دیدگاه فلسفه و عرفان اسلامی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که ناهماهنگی شناختی، یعنی مواجهه با اطلاعات و تجربیات جدید که با باورهای قبلی در تضاد هستند، فرد را به بازنگری و بازسازی باورهای خود وامی‌دارد. در فرایند استبصار، فرد ابتدا به رفع سوءتفاهم‌ها و بدبینی‌ها نسبت به تشیع می‌پردازد و سپس با آموزه‌های اصلی آن آشنا می‌شود. پس از شکل‌گیری حس علاقه‌مندی و خوش‌بینی، فرد با تحلیل عقلانی آموزه‌های شیعی و تجربه‌های عرفانی به تدریج به سمت پذیرش تشیع حرکت می‌کند. در نهایت، ممکن است به پذیرش کامل تشیع برسد یا در مرحله علاقه‌مندی باقی بماند.این مقاله تنها آموزه‌های فلاسفه و عرفایی مانند فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و ابن عربی را که به اعتقاد برخی به اهل سنت بودن مشهورند، بررسی کرده است تا در فرایند استبصار، تنها از دیدگاه‌های مورد احترام اهل سنت استفاده شود. مفاهیمی چون وجودشناسی، خداشناسی، ترکیب عقل و عرفان، و تبیین عقلانی مفاهیم وحی، نبوت و امامت در آثار این فلاسفه، با آموزه‌های شیعی همخوانی دارند و به فرایند استبصار در فرد کمک می‌کنند. عرفان اسلامی، به‌ویژه آموزه‌های ابن عربی درباره انسان کامل و ولایت، نقش مؤثری در تقویت گرایش‌های معنوی به سوی تشیع ایفا می‌کند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد فرایند استبصار نه‌تنها تغییر اعتقادی بلکه تحولی در هویت فردی و اجتماعی و نیازمند حمایت‌های شناختی، معنوی و اجتماعی است. درک نقش فلسفه و عرفان اسلامی می‌تواند به تسهیل این فرایند و ایجاد درک متقابل بین پیروان مذاهب مختلف کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی فعل اخلاقی از منظر ملاصدرا و پیامدهای آن</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233590.html</link>
      <description>نفس واقعیت بسیط واحدی است که واجد همه کمالات و  قوای قایم به خود است؛ ویژگی اختصاصی نفس انسان قدرت گزینش گری آن است که امکان تعیین مرتبه وجودی و به تبع ماهیت را دارد. نفس فاعل حقیقی همه افعال است، لذا تمامی ادراکات و ظهورات از جمله فعل اخلاقی حاصل مراتب نفس است. هدف این تحقیق تبیین رابطه مراتب نفس و فعل اخلاقی در آثار صدرا به روش توصیفی – تحلیلی است. از نظر صدرا انسان هرچه به مراتب اعلاء نزدیک تر شود، فعلیّت بیشتری از کمالات وجودی در ساحت علم و خیر را شاهد و احتمال صدور افعال اخلاقی از او بیشتر است؛ لذا افعال نفس را بر اساس مراتب وحدت نفس با واقع به حقوقی، شرعی و اخلاقی تقسیم کرده و فرایند صدور و تفاوت فعل اخلاقی در منشاء، نیت و غایت را با دیگر افعال توضیح دادیم. در ادامه با تبیین اراده خداوند بر اساس ظرفیت اراده انسان و ملاحظه انتقادی نسبت به محدودیت اراده انسان در طول اراده خداوند دو لازمه فعل اخلاقی را حفظ و ثابت کردیم که انسان دارای اراده مطلق است؛ پس از جهت ایجابی نسبت به افعال اخلاقی مسئولیتی مطلق دارد؛ همچنین از جهت سلبی خداوند علت شرور اخلاقی نیست.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
