نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
There has been controversy on compatibility or incompatibility of transcendent Philosophy teachings with the teachings of the Qur'an and revealed. This paper aims to investigate the coordination of transcendent Philosophy teachings with the teachings of the Quran, examined the purposefulness from the perspective of the Holy Quran and the transcendent Philosophy, in three domain; the principle of finality, ultimate cause and goal of acts of God, with the analytical comparative method, and came to the conclusion that the creation is purely teleological from the perspective of the Holy Quran and the transcendent Philosophy; the ultimate cause of the creation of the world is human and The ultimate cause of the creation of the human is Essence of God; the purpose of The Divine Acts is the same Essence of God. so it can be said in general, the ultimate cause and purpose of God's actions, is The Unique nature of God. Therefore the viewpoint of the transcendent Philosophy is Coordinated with the teachings of the Holy Qur'an and there is no conflict even differences in this field.
کلیدواژهها English
از دیدگاه قرآن کریم، افعال الهی و آفرینش هستی، کاملا غایتمند است. از دیدگاه حکمت متعالیه ملاصدرا نیز افعال الهی، کاملا غایتمند بوده و دارای علت غایی و غایت است. دقت در عبارات و کلمات ملاصدرا، نشان دهندهی این است که نه تنها آموزههای حکمت متعالیه در مورد اصل غایتمندی افعال الهی با قرآن کریم، ناسازگاری ندارد، بلکه در نحوهی عبارت پردازی نیز هماهنگی بسیاری مشاهده میشود؛ از جمله اینکه قرآن کریم غایتمندی افعال الهی را بیشتر در قالب عباراتی مثل نفی عبث و باطل و لعب –که تا حدود زیادی با یکدیگر مترادف هستند-، بیان نموده و ملاصدرا نیز غایتمند نبودن افعال الهی را مستلزم راه یافتن عبث در افعال الهی و ناسازگار با حکمت الهی دانستهاست.
از دیدگاه قرآن کریم، علت غاییِ آفرینشِ سایر مخلوقات غیر از انسان، انسان است. در مورد علت غایی آفرینش انسان نیز حدود دوازده قول در قرآن کریم وجود دارد که بازگشت همهی آنها در نهایت به یک چیز است و آن هم ذات خداوند است و میتوان گفت خداوند، انسان را برای خودش آفریده است. در نتیجه، از دیدگاه قرآن کریم، علت غایی آفرینش، ذات خداوند است. در آثار ملاصدرا نیز در مورد علت غاییِ آفرینش، مجموعا دوازده قول دیده میشود که قابل تقلیل به دو قول –یعنی وجود انسان و ذات خداوند- و در نهایت یک قول -که همان ذات باریتعالی است-، میباشد؛ در نتیجه، علت غایی افعال الهی از دیدگاه حکمت متعالیه نیز ذات خداوند است. پس معلوم میشود که دیدگاه حکمت متعالیه در مورد علت غایی افعال الهی نیز با قرآن کریم هماهنگ بوده و با تأسی از قرآن کریم، ذات خداوند را علت غایی آفرینش و افعال الهی دانسته و هیچ گونه تعارض و ناسازگاری در این زمینه مشاهده نمیشود.
در مورد غایت افعال الهی نیز قرآن کریم با تعابیر متعددی مثل آخِر، مَرجَع، مُنتهی و ...، ذات خداوند را غایت افعال خود و مرجع مخلوقاتش و نهایت سیر آنها معرفـی کـردهاسـت. ملاصدرا نیز بر مبنای استلزام عبث در فعل بدون غایت و قبح عقلی آن، و نیز امتناع دور و تسلسل در غایات، و مطلوب بالذات بودن ذات خداوند، افعال خداوند حکیم را خالی از غایت و حکمت ندانسته و معتقد است غایت فعلی نیز در نهایت، همان ذات واجب الوجود است. بنابراین، حکمت متعالیه در بیان غایت افعال الهی نیز با قرآن کریم هماهنگ بوده و به تبعیت از آموزههای قرآن کریم، غایت فعلی و مطلوب بالذات افعال و مخلوقات الهی را ذات بیهمتای او میداند.
با انجام این پژوهش معلوم شد که حکمت متعالیه در تبیین غایتمندی افعال الهی، با قرآن کریم هماهنگ بوده و هیچگونه اختلاف و انحرافی از قرآن کریم ندارد. بنابراین سخن کسانی که تلاش دارند تا به گونهای حکمت متعالیه را مورد طعن قرار داده و آن را در تعارض با دین یا قرآن کریم معرفی کنند، سخن دقیقی نیست و ناشی از عدم تعمق در حکمت متعالیه است که پژوهش حاضر یک نمونه از آن را نشان داده است.
33. همو.(1410 ق). رسائل المرتضی، قم: دارالقرآن کریم الکریم.
37. همو.(1389ش). «تأملی بر دیدگاه متکلمان مسلمان در باب غایتمندی آفرینش»، آینه معرفت، سال هشتم، شماره 22، صص 30-1.