نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
Ahmad Beheshti[1]
This writing, first, reviews the arguments of theology that are placed in the three topics: cosmology, anthropology, ontology. And will be placed in four topics, if we account Kant’s argument.
Then, the writing explains that, in the Islamic sources, while full attention to the diversity of evidence and signification, they are passed and has mentioned unity of evidence and signification. Because the God that is self-apparent, doesn’t need to detector.
[1] - Islamic Azad university, Tehran, Iran .
کلیدواژهها English
با توجه به توضیحاتی که در این نوشتار داده شد، معلوم شد که راه های خداشناسی و براهین معرفت حق، بسیار است؛ هر چند که همه آن ها تحت سه عنوان جهان شناختی و انسان شناختی و هستی شناختی قابل جمعند و اگر برهان اخلاقی کانت را هم به حساب آوریم به چهار عنوان می رسند، و در منابع اصیل اسلامی به اکثر آن ها توجه شده، و می توان گفت: راه های خداشناسی به عدد نفوس، بلکه انفاس خلایق است، و در دعاها آمده است که: «خدایا... همه گذرگاه ها تنگ، و همه خواسته ها ممتنع، و همه رغبت ها دشوار، و همه راه ها منقطع است، مگر آن هایی که به تو منتهی می شود».[i] (مجلسی، 1385ش: ج86، ص317، ح67).
در همه براهینی که در کتب کلامی یا فلسفی یا اعتقادی مطرح شده، دال و مدلول و طریق و مقصود از هم جداست؛ ولی در لسان قرآن و سنت و دعاهای مأثور از مقامات عصمت به مطلب تازه ای برمی خوریم که از حوصله فیلسوف و متکلم و از قلمرو استدلالات کلامی و فلسفی خارج است.
آن ها خدا را به خودش شناخته، و او را شاهد بر وجود و یگانگی خود دانسته، و صباح را از مصباح بی نیاز دانسته و اعلام داشته اند که اوست که دعوت کننده بنده خالص به سوی خویشتن و دلالت کننده صدیقان به جانب خویش است. آن ها در پی رؤیت بودند، نه در پی شناختن و دانستن که این خود، نیز برای انسان کمالی است، ولی آن کمالی که فوق همه کمالات است، همان است که آن ظاهر بالذّاتی که ظاهرکننده همه آثار و مخلوقات است، دیده شود، و صد البته که نه به دیده سر، بلکه به دیده دل، آری.
دیدار خدا بود میسّر با دیده دل نه دیده سر
امام علی× فرمود: «خدای نادیده را نپرستیده ام».[ii] (مجلسی، بی تا: ج4، ص27، ح2).
ـ قرآن