نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
One of the most important interpretive approaches, especially in the verses of narrative attributes, is the approach of allegorical interpretation. The Mutazilites and the majority of Shiites believe in the necessity of allegorical interpretation, but within the framework of special rules and regulations. On the other hand, the majority of Sunnis, including the Ahl-ul-hadith, the Salafis and most of the Asharites are inclined toward exoteric meanings. Meanwhile, some contemporary Shiite theologians have taken a third approach by presenting a new theory that can be called "affirmative signification" and believe that insisting on the initial exoteric meaning and interpreting and changing the meaning of the verses are both incorrect. Rather, they should be understood based on their exoteric meaning, considering both verbal and non-verbal philosophical and rational evidences. Hence, without neglecting the exoteric meaning obtained from the sentence in accordance with the evidences, we can get the correct meaning and the real purpose of the author. Using analytical-critical method based on library sources, the mentioned theory is examined and criticized in this article to find out whether it is really separate from the theory of allegorical interpretation or the same, but with two different expressions. Finally, it is concluded that the difference of the two theories in some terms of interpretation is superficial and verbal, technically speaking, not real and semantic
کلیدواژهها English
علامه طباطبایی بحث اعتباریات را به دین تسرّی داده و معتقد است آنچه که دین متعرض بیان و شرح آن میشود از معارفی که متعلق به مبدأ است و از احکام و معارفی که متعلق به این عالم دنیوی است همه آنها به زبان اعتبار بیان شده است؛ زیرا احکام در ظرف مسائل مربوط به زندگی اجتماعی قابل طرح است. اعتباری دانستن دستورات دینی و احکام الهی قابل خدشه است. دین، جعل و تنظیم اسرار تکوینی و طبیعی مسیر تکاملی انسانی است که بر طبق ناموس آفرینش و متن حقیقت و واقعیت بوده و صراط مستقیم الی الله است. تشریع سِرّ و باطن تکوین بوده و دستورات الهیه و جمیع احکام فقهی و شرعی از حلال و حرام و واجب و مستحب و مکروه از متن تکوینیات برخاستهاند. با دقت در آیات قرآن روشن میگردد کتابتی که خداوند متعال در قرآن از آن سخن به میان میآورد در تکوین و تشریع بر یک سیاق واحد بوده و هیچگونه تفاوتی ندارد که همان قضای حتمی و امر محتوم عینی وجودی لایزالی است و چنان که از آیه شریفه «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین» (اعراف/ 54) مستفاد است امر هم در عداد عالمین قرار دارد و همان لام ملکیتی که خداوند متعال برای خلق بکار برده عیناً همان ملکیت بدون هیچ گونه تغایر و تفاوتی برای امر هم بکار رفته است؛ لذا همانطور که خلق و تکوین امور حقیقیه هستند امر و تشریع هم امور حقیقیه میباشند. در کتب عرفانی از قرآن کریم به کشف تام محمدی یا کشف اتمّ محمدی تعبیر میشود که پیامبر (ص) مؤید به روح القدس بوده و توانایی آن را دارد که دین الهی را از باطن تکوین کشف نماید و چون دستورات دینی امر محتوم عینی وجودی هستند، شارع و مشرع فقط خداوند متعال بوده و پیامبر (ص) تنها مأمور به ابلاغ و انذار و بشارت است. از دیگر سو حقیقت اراده الهی همان علم حق تعالی است. مرید و عالم بودن حق تعالی امری واحد بوده و اراده و علم حضرت حق با هم عینیت داشته؛ چنانکه این دو با ذات او عینیت دارند. اگر برای خداوند متعال در فعلش قصد زائدی یا غرض و شوق و طلب طاعت و ثناء و مدح و امثالهم باشد در آن صورت از تمامی جهات غنی و بینیاز نیست؛ لذا جز ذات مقدسش برای او جلّ شأنه غرض دیگری یا اراده زائدی یا داعی و مرجّحی خارج از ذات قابل تصور نیست، زیرا به احتیاج و نیازمندی او برخواهد گشت.
قرآن کریم
________، (1391)، تعلیقه بر حکمة الاشراق، تهران، حکمت.