تبیین معنای فلسفی فقر و غنا در صحیفه سجادیه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

عبدالعلی شکر[1]
فقر و غنا از مفاهیمی است که علاوه بر معنای ظاهری، معنای عمیق دینی و فلسفی را نیز بر می‌تابد. اصطلاح فقر به دو معنای مذموم و ممدوح در کلام امام سجاد× آمده است. فقر ممدوح آن است که نیاز و وابستگی حقیقی انسان به ذات حق را نشان دهد. اما فقری که احساس تعلق و نیاز به غیر ذات حق را در انسان ایجاد کند، مذموم است.
در حکمت متعالیه با تحلیل اصل علیت و بر مبنای اصالت وجود، این نتیجه حاصل می‌گردد که تمام موجودات امکانی در اصل هستی خود به منشا هستی، وابستگی محض‌اند. این تعلق به معنای این نیست که آنها در ابتدا چیزی هستند و سپس در وجود خود به خدا نیاز داشته باشند، بلکه وجودی جدای از علت خود نداشته و سراسر ربط و تعلق به حضرت حق هستند که با تعابیری چون فقر ذاتی، فقر وجودی و وجود رابط بیان می‌شود. بنابر این همان گونه که در کلام خداوند نیز اشاره شده است، فقر از خواص ذاتی مخلوقات، و غنا منحصر در خداوند است. این معنا در عبارات پر مغز امام سجاد× در صحیفه سجادیه وجود دارد که در این نوشتار مورد بحث قرار گرفته است.
 


[1]. استاد یار دانشگاه شیراز. تاریخ دریافت: 15/6/92؛ تاریخ پذیرش: 28/8/92.  Alishokr97@yahoo.com      

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Justification of philosophical meaning of poverty and wealth in Sajjadiye scriptures

چکیده [English]

 
Abdolali shokr[1]
Wealth and poverty are such concepts that in addition to the apparent meaning also require profound religious and philosophical definitions. The term of poverty, used as both meanings of disagreeable and praised, has been seen in the word of religious leaders, including Imam Sajjad(Pbuh). Praised poverty is that which shows humankind’s true need and dependency to the Ultimate affluent and the Righteous essence. But a poverty that creates feelings of attachment and need for other than the Righteous essence is disagreeable.
In the transcendental philosophical thought, by the analysis of the principle of causality and based on the principality of existence, this result is concluded that all things at the root of their existence are essentially poor and dependent to the Origin of the universe. The “effect”, which is considered all that is not God, in its existence is indiscriminately needy to its true Cause; meaning that other than dependency to the essence of God, no other truth is imagined for it. Since according to the principality of existence, in the outside world there is no other than Existence, all creatures are destitute to a true reason which is unique to the independent essence of Uniqueness. They have no existence separate from their reason and are entirely relevance and belonging to His Right, which is expressed using phrases such as absolute poverty of existence in itself, existential poverty and copulative existence. Therefore, just as mentioned in the word of God, poverty is an intrinsic property of creations, and wealth is unique to God. This concept is also present in the rich passages of Imam Sajjad(Pbuh) in Sajjadiye Scriptures, which is the focus of discussion in this paper.
 


[1] - Shiraz University, Shiraz, Iran.      Ashokr@rose.shirazu.ac.ir

کلیدواژه‌ها [English]

  • Prayer
  • Poverty
  • wealth
  • existential poverty
  • Sajjadiye scriptures
  • Transcendent Wisdom

نتیجه

ائمه بزرگوار ما به جهت این که با عالم معنا آشنا بودند، سخنان آنان نیز روگرفت همان واقعیات غیبی و واقعی است. عباراتی که در قالب دعا از این گنجینه‌های علم، به دست ما رسیده است، فرصت خوبی است تا سر از سرای مادی بیرون آورده و به حقایق هستی نظر کنیم. صحیفه سجادیه که از این گنجینه‌های ارزنده به شمار می‌رود، مشتمل بر ظرافت‌ها و دقایقی است که عقل بشری را شگفت‌زده می‌کند. یکی از این تعبیرات عمیق و پر محتوا، استخدام واژه فقر توسط حضرت سجاد× است که حکمای اسلامی با تاملات فلسفی و عرفای مکتب اسلام با سیر و سلوک، پرده از ژرفای معنوی آن بر گرفته‌اند.

فقر به معنای ناداری و احتیاج است و به همین جهت کسی که ستون فقرات نداشته باشد، قوام و ایستادگی ندارد. از سوی دیگر هستی هر کسی از ناحیه هستی بخش اوست و اگر ذات حق افاضه نفرماید، چیزی در میان نخواهد بود؛ یعنی هرچیزی سراسر وجودش نیاز به خداست. این مطلب در فلسفه و به خصوص حکمت متعالیه برهانی شده است. بدین معنا که معلول در هستی خود به علت حقیقی نیازمند است‌، زیرا تنها هستی و وجود اصالت دارد و این هستی تمام حقیقت معلول را تشکیل می‌دهد؛ یعنی معلول در تمام هستی و ذات خود عین نیاز است؛ زیرا قبل از افاضه هستی، چیزی نبوده تا نیازمند باشد. پس در حدوث و بقا، عین نیاز و فقر به ذات هستی بخش است. این همان فقر وجودی است که امام سجاد× در دعای صحیفه سجادیه، از این طریق، با هستی بخش خود راز و نیاز می‌کند. آن حضرت در مقابل ذات حق خود را فقیرترین موجودات معرفی می‌کند؛ یعنی در تمام ذات و هستی خود، به مرکز هستی وابسته، بلکه عین وابستگی و تعلق است. به این معنا که هرچه انسان وابستگی خود را به منشأ هستی بیشتر کند، از غنای بیشتری برخوردار خواهد بود. به همین جهت پدر گرامی آن حضرت، حضرت سید الشهدا× نیز به محضر خداوند عرض می‌کند نه تنها در ناداری، بلکه در غنای خود به او محتاج است.

فقر ذاتی و وجودی، انواع دیگر فقر، مانند فقر مالی را نیز در بر می‌گیرد؛ زیرا کسی که در ذات و هستی خود وابستگی دارد، در عوارض و متعلقات وجودی خود نیز وابسته به غیر است.

 

ـ قرآن کریم.

  1. ابن سینا، حسین بن عبدالله. (1376). الشفاء(الالهیات)، به کوشش حسن زاده آملی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ علمیه‌ قم.
  2. امام سجاد×، على بن الحسین. (1383). صحیفه سجادیه، ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای، قم: نگاران قلم.
  3. انصاریان، حسین. (1373).تفسیر جامع صحیفه سجادیه (دیار عاشقان)، تهران: پیام آزادی.
  4. جوادی آملی،عبدالله. (1381الف)، صورت و سیرت در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم)،قم: مرکز نشر اسراء.
  5. ---. (1386). قرآن در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم)،قم: مرکز نشر اسراء.
  6. ---. (1381ب).معاد در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم)،قم: مرکز نشر اسراء.
  7. حر عاملی. (1403). وسائل الشیعه، تحقیق و تصحیح عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
  8. ---. (1414).وسائل الشیعه،قم: موسسه آل البیت لاحیاء التراث.
  9. خمینی، روح الله. (1370). صحیفه نور،تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  10. سبزواری، ملاهادی. (14146). شرح المنظومه (قسم الحکمه)، ج2، به کوشش حسن زاده آملی، مسعود طالبی، قم: نشرناب.
  11. شیخ صدوق. (1404). عیون اخبار الرضا،تصحیح و تعلیق شیخ حسین اعلمی، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات.
  12. طباطبایی محمدحسین. (1362). نهایة الحکمة، به اشراف میرزا عبدلله نورانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعه ‏لجماعه مدرسین بقم المشرفه.
  13. ---. (1372). المیزان فی تفسیرالقرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
  14. قرشى، سید على اکبر. (1371)، قاموس قرآن، تهران: دار الکتب الإسلامیه.
  15. قمی، شیخ عباس. (1383). کلیات مفاتیح الجنان، تهران: انتشارات یاسین.
  16. کلینی، یعقوب. (1362). الکافی، ج2، تهران: اسلامیه.
  17. مجلسی، محمدباقر. (1403). بحارالانوار، جلد69، تحقیق سید ابراهیم میانجی و محمدباقر بهبودی، بیروت: موسسه دارالوفاء.

18. ملاصدرا، صدرالدین محمد شیرازی. (1380).الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة، ج2، تصحیح، تحقیق و مقدمه: دکتر مقصود محمدی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.

  1. ---. (1383).الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة، ج1، تصحیح و تحقیق: دکتر غلامرضا اعوانی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
  2. میرداماد. (بی تا). الافق المبین، نسخه خطی دانشگاه تهران، شماره 289.