<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>عقل و دین</title>
    <link>https://www.aghlodin.ir/</link>
    <description>عقل و دین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 22 Oct 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 22 Oct 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل فعل اخلاقی ازمنظرِ ملاصدرا و پیامدهای آن</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_233590.html</link>
      <description>نفس واقعیت بسیط واحدی است که واجد همه کمالات و قوای قائم به خود است. ویژگی اختصاصی نفس انسان قدرت گزینش‌گری آن است که امکان تعیین مرتبه وجودی و به تبع ماهیت را دارد. نفس فاعل حقیقی همه افعال است، لذا تمامی ادراکات و افعال از‌جمله فعل اخلاقی حاصل مراتب نفس است. هدف این تحقیق تبیین رابطه مراتب نفس و فعل اخلاقی در آثار صدرا به روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است. ازنظر صدرا انسان هرچه به مراتب اعلی نزدیک‌تر شود، فعلیّت بیشتری از کمالات وجودی را شاهد و امکان صدور افعال اخلاقی از او بیشتر است؛ لذا افعال نفس براساسِ مراتب نفس به حقوقی، شرعی و اخلاقی تقسیم گردید و فرایند صدور و تفاوت فعل اخلاقی در منشأ، نیت و غایت با دیگر افعال توضیح داده شد. در ادامه با تبیین اراده خداوند براساسِ ظرفیت اراده انسان و ملاحظه انتقادی نسبت به محدودیت اراده انسان در طول اراده خداوند دو لازمه فعل اخلاقی را حفظ و ثابت کردیم که انسان دارای اراده مطلق است؛ پس از جهت ایجابی نسبت به افعال اخلاقی مسئولیتی مطلق دارد؛ همچنین از جهت سلبی خداوند علت شرور اخلاقی نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد قرآنی انگاره دکتر سها درباره تقدیرگرایی و تأثیر آن بر مشروعیت حاکمیت دینی با تأکید بر دیدگاه شهید مطهری</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245811.html</link>
      <description>کتاب &amp;amp;laquo;نقد قرآن&amp;amp;raquo; دکتر سُها در بیش از ۸۵۰ صفحه به گردآوری شبهات قرآنی پرداخته و قرآن را اثری بشری دانسته و وحی و ادیان را انکار می‌کند. در این اثر، دکتر سُها تقدیرگرایی را یکی از آسیب‌های بنیادین حاکمیت دینی معرفی می‌کند؛ آسیبی که به باور او موجب بی‌تفاوتی انسان‌ها در برابر تغییرات فردی و اجتماعی، رکود عمومی و پذیرش سلطه و ظلم می‌شود. این پژوهش با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای ـ استنادی، رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و تحلیل محتوای متون، در پی آن است که روشن سازد آیا باور به سرنوشت جبری می‌تواند به‌عنوان آسیبی در حکومت اسلامی، به‌ویژه در میان حاکمان، تلقی شود و مانع توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی گردد یا خیر. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تقدیرگرایی به‌معنای سرنوشت‌باوری جبری، نسبت ناروایی به قرآن و سنت است که گاه از برداشت‌های سطحی یا تلقی‌های نادرست از مفاهیم الهی ناشی می‌شود. در این زمینه، دیدگاه شهید مطهری اهمیت ویژه‌ای دارد. او با نقد اندیشه جبرگرایانه، بر نقش اراده و اختیار انسان در سرنوشت فردی و اجتماعی تأکید کرده و تقدیرگرایی را مغایر با روح اسلام و مانع شکوفایی جوامع می‌داند. در تبیین آیاتی که در آن‌ها حکومت جائرانه به خداوند نسبت داده شده، چنین روشن می‌گردد که ملک و حاکمیت برای افراد شایسته نعمتی الهی و برای فاقدان اهلیت، نقمتی و ابزاری برای آزمون است. افزون بر این، روایاتی که دعوت به پذیرش حکومت‌های ظالمانه می‌کنند، با منطق مبارزه‌جوی اسلام در برابر ستم سازگار نیستند و به نظر می‌رسد در جهت مشروعیت‌بخشی به ساختارهای فاسد جعل شده باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش &amp;laquo;حدوث زمانی آفرینش&amp;raquo; در پرتو &amp;laquo;روش‌شناسی تفسیری&amp;raquo; صدرالمتألهین</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245812.html</link>
      <description>فلاسفه اسلامی در توجیه ارتباط حادث و قدیم، عالم را حادث ذاتی و قدیم زمانی دانسته‌اند. در مقابل، اغلب متکلمان به حدوث زمانی معتقد شدند و قول به قدم را در مورد کل آفرینش انکار کردند و مدعی تطبیق این تفسیر با گزاره&amp;amp;shy;های دین گشتند. صدرالمتألهین با تمسک به مبانی فلسفی خود نظیر حرکت جوهری، قول متکلمان را در حدوث زمانی عالم &amp;amp;shy;پذیرفت و بسیاری از گزاره&amp;amp;shy;های دینی را در این رابطه شاهد بر ادعای خود دانست اما حدوث زمانی را منحصر به عالم طبیعت نمود. نوشتار حاضر که با روشی تحلیلی - توصیفی سامان یافته است، ضمن تبیین رویکرد صدرالمتألهین و بیان تفاوت حدوث زمانی او با آرای پیشینیان، انحصار حدوث زمانی صدرالمتألهین را به عالم طبیعت به چالش کشیده و بیان می&amp;amp;shy;دارد که با وجود تصریحات وی مبنی بر این انحصار، می&amp;amp;shy;توان با تمسک به نظریه ارواح معانی تمام ممکنات و معالیل حق را حادث به حدوث زمانی دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سه تقریرِ مسئلۀ شر در اندیشۀ شهید مطهری و الوین پلانتینگا</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245813.html</link>
      <description>مسئلۀ شر به عنوان یکی از چالش‌های بنیادین فلسفه دین، در دوران معاصر عمدتاً در سه تقریرِ منطقی، قرینه‌ای و گزاف صورت‌بندی شده است. این مقاله با رویکردی تطبیقی-تحلیلی به واکاوی پاسخ‌های مرتضی مطهری و الوین پلانتینگا، دو اندیشمند برجسته، به این تقریرها می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مطهری با تلفیق مبانی فلسفه صدرایی (به‌ویژه اصالت وجود، تشکیک وجود و عدمی بودن شر) و رویکردی کلامی، پاسخی جامع و چندسطحی به هر سه تقریر ارائه می‌دهد. وی برای تقریرهای منطقی و قرینه‌ای، با تکیه بر تحلیل‌های فلسفی، شر را امری عدمی و لازمۀ جهان مادیِ دارای مراتب وجود می‌داند و در مواجهه با شر گزاف، با ارجاع به محدودیت معرفت بشری و حکمت نظام احسن، به تبیینی کلامی متوسل می‌شود. در‌مقابل، پلانتینگا با وفاداری به روش فلسفی تحلیلی و با محوریت &amp;amp;laquo;دفاع مبتنی بر اختیار&amp;amp;raquo;، عمدتاً بر رد تعارض منطقی میان وجود شر و صفات الهی متمرکز است و دایره مسئولیت فلسفی خویش را اساساً به تقریر منطقی و شر اخلاقی محدود می‌کند. نقطه افتراق اصلی این دو دیدگاه، در روش (تلفیقی در مقابل تک‌ساحتی)، مبانی هستی‌شناختی (اصالت وجود در مقابل هستی‌شناسی تحلیلی) و گستره پاسخگویی به انواع سه‌گانه شر نهفته است. این پژوهش در نهایت استدلال می‌کند که رویکرد سیال و نظام‌مند مطهری، نه‌تنها در نفی تعارض بلکه در تبیین فلسفی شرور و توجیه آن در نظام احسن، فراتر از دفاعیه پلانتینگا حرکت کرده و چارچوبی نظری برای سنجش کارآمدی تئودیسه‌ها و دفاعیه‌ها در مواجهه با تمامی ابعاد مسئلۀ شر ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دغدغه &amp;laquo;مهندسی ژنتیک و تغییر هویت انسانی&amp;raquo; بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا و ابن‌سینا</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245815.html</link>
      <description>پیشرفت‌های علمی از اوایل قرون رنسانس به بعد چالش‌های زیادی برای متفکران و خداباوران به‌وجود آورده است. همین چالش‌ها بود که طرح مسئله رابطه علم و دین را ضروری ساخت. زیست&amp;amp;shy;شناسی و به تبع آن ژنتیک، موجب ایجاد چالش‌های عمیق در این زمینه گردید. کشف مولکول‌های DNA و ژنوم‌های انسانی و توانایی متخصصان در تغییر آرایش ژنی انسان، از عمده مواردی بود که زمینه بحث گفتگو بین این دانش و اندیشه مذهبی را بیش از پیش فراهم ساخت. پرسش‌‌ها و شبهات متعددی در این زمینه مطرح است که در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی،  بر این چالش تمرکز شده است که آیا مهندسی ژنتیک انسان و دستکاری آن منجر به تغییر هویت انسان نیز می‌گردد؟  نگارندگان مدعی&amp;amp;shy;اند که برحسبِ نگاه دقیق به مبانی حکمت مشاء در نفس&amp;amp;shy;شناسی و نیز با لحاظ جسمانی‌الحدوث بودن نفس در حکمت متعالیه، تغییرات ژنتیکی می&amp;amp;shy;تواند بر نفس و احوالات آن تأثیرگذار باشد و با دقت در مبانی حکمت مشائی و صدرایی این دغدغه مرتفع نمی&amp;amp;shy;شود. در این نوشتار این ادعا را با بیان مبانی این دو نظام فلسفی تبیین کرد‌هایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تناقض‌های درونی بهائیت در ادعای مطابقت با علم و عقل</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245816.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل و ارزیابی انتقادی ادعای مطابقت آیین بهائیت با عقل و علم و سنجش انسجام درونی این ادعا با متون بنیادین همان آیین انجام شده است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر مطالعه کتابخانه‌ای متون اولیه بهائی (بیان، اقدس، ایقان، مفاوضات) و منابع دست اول به گردآوری و تحلیل داده‌ها پرداخته است. یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که ادعای مذکور با ناسازگاری‌های اساسی چون رویکرد بازدارنده بنیان‌گذاران بهائیت نسبت به فراگیری دانش و طرد صریح عقل‌گرایی از سوی آنان، طرح احکام و باورهای ناسازگار با یافته‌های علوم تجربی ازجمله ادعای امکان کیمیاییِ تبدیل مس به طلا و انکار اعتبارِ منابع سه‌گانهٔ شناخت و معرفت -حس، عقل و نقل- توسط عبدالبهاء و جایگزینی آن با مفهوم &amp;amp;laquo;فیض قدس&amp;amp;raquo; مواجه است که امکان هرگونه گفتگوی عقلی و ارزیابی نقادانه را به‌ کلّی منتفی می‌سازد. ادعای مطابقت با علم و عقل در بهائیت نه‌تنها نوآوری نبوده، بلکه پیشینه آن به‌وضوح در متون اسلامی قابل‌ردیابی است و به دلیل تناقض‌های درونی آشکار و ردِّ صریح مبانی عقلانی و علمی توسط خود بنیان‌گذاران این آیین، فاقد هرگونه اصالت و انسجام درونی است، بلکه کارکردی تبلیغاتی-توجیهی داشته و در تقابل کامل با نظام مستحکم معرفت‌شناختی اسلام قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش عالم مثال در تبیین مباحث مرتبط با معاد در نظام اشراقی و رفع اشکالات آن در حکمت صدرایی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245817.html</link>
      <description>تبیین چگونگی احوال نفوس پس از مرگ، از اساسی‌ترین و پیچیده‌ترین مسائل فلسفی و کلامی به ‌شمار می‌آید و آراء مختلفی پیرامون آن مطرح شده است. سهروردی، با رویکردی خاص به این مسئله پرداخته و توضیحاتی ارائه داده که بعد از وی، مورد‌نقد ملاصدرا قرار گرفته است. ملاصدرا ضمن بررسی دیدگاه سهروردی، تلاش نموده کاستی‌های نظریه وی را نشان داده و راه‌حل‌هایی برای رفع آن ارائه دهد. این مقاله با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مقایسه‌ای و با اتکا بر آثار اصلی سهروردی و شارحان وی و تفسیرهای ملاصدرا در پی پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها است که سهروردی احوال نفوس پس از مرگ، بهشت و دوزخ و معاد جسمانی را چگونه تبیین می‌نماید و ملاصدرا چه اشکالاتی را به دیدگاه‌ وی وارد ساخته و چگونه آنها را رفع می‌نماید؟ نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سهروردی ازطریقِ اثبات عالم مثال نزولی و طرح مثل معلقه، احوال نفوس پس از مرگ را تبیین می‌نماید. بااین‌حال، مادی‌ پنداشتن قوۀ خیال و غفلت او از عالم مثال صعودی، موجب شده نظریه او دچار کاستی گردد. ملاصدرا با اثبات تجرد قوۀ خیال و پذیرش عالم مثال در قوس صعود، نقاط ضعف دیدگاه سهروردی را برطرف نموده و فهمی دقیق‌تر از بدن مثالی و نظریه‌ای جامع‌تر در باب احوال نفوس و تحقق وعده‌های نبوی در باب بهشت و جهنم و معاد جسمانی به‌ دست می‌دهد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تبارشناسی و نقد کلامی  نظریه "دین انسانیت"؛ واکاوی تناقضات درونی اومانیسمِ کُنت در تقابل با انسان‌شناسی اسلامی</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245818.html</link>
      <description>گذار معرفتی غرب از خدامحوری به اومانیسم سکولار، منجر به ظهور نظریه &amp;amp;laquo;دین انسانیت&amp;amp;raquo; توسط آگوست کنت شد؛ مکتبی که با حذف ساحت قدسی، مدعیِ جایگزینی &amp;amp;laquo;انسانیت&amp;amp;raquo; به‌جای &amp;amp;laquo;خدا&amp;amp;raquo; است. پژوهش حاضر با هدف تبارشناسی این نظریه و نقد آن براساسِ مبانی کلامی و انسان‌شناختی اسلام انجام شده است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا &amp;amp;laquo;دینِ انسان‌ساخت&amp;amp;raquo; توانایی تأمین سعادت و پاسخ به نیازهای فطری بشر را دارد؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی (درون‌دینی و برون‌دینی) سامان یافته است. گردآوری اطلاعات به‌شیوه‌کتابخانه‌ای و با مراجعه به آثار مبنایی پوزیتیویسم و متون اصیل اسلامی صورت گرفته است. واکاوی‌ها نشان می‌دهد که نظریه دین انسانیت گرفتار &amp;amp;laquo;تناقضات درونی&amp;amp;raquo; جدی‌ است؛ از‌جمله پارادوکسِ &amp;amp;laquo;تقدس‌زایی بدون امر متعالی&amp;amp;raquo;، تزلزل در مفهومِ انتزاعیِ معبود (انسانیت) و فقدانِ ضمانتِ اجرایی. درمقابل، اسلام با طرح نظریه &amp;amp;laquo;فطرت&amp;amp;raquo; و الگوی &amp;amp;laquo;جامعیت&amp;amp;raquo;، تعادلی حکیمانه میان ابعاد ناسوتی و لاهوتی انسان برقرار می‌سازد. انسان‌شناسی اسلامی با تأکید بر &amp;amp;laquo;فقر ذاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کمال‌طلبی نامتناهی&amp;amp;raquo;، اثبات می‌کند که هویت حقیقی انسان تنها در پرتو اتصال به مبدأ هستی (انسان دینی) معنا می‌یابد، نه در استقلالِ توهمی از آن. پروژه &amp;amp;laquo;دین انسانیت&amp;amp;raquo; تلاشی ناکام برای نشاندن انسان بر تخت الوهیت بود که نتیجه‌ای جز تهی‌شدگی از معنا و تنزل مقام انسان نداشت. راه برون‌رفت از بحران معنویت مدرن، نه در &amp;amp;laquo;انسانی کردن دین&amp;amp;raquo;، بلکه در &amp;amp;laquo;دینی شدن انسان&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی عقل اعتدالی و تبیین جایگاه آن در فهم حقیقت</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245819.html</link>
      <description>این پژوهش به تبیین چیستی، جایگاه و مختصات &amp;amp;laquo;عقل اعتدالی&amp;amp;raquo; به‌مثابه فضیلتی علمی و عملی در سنت اسلامی می‌پردازد. عقل اعتدالی &amp;amp;laquo;ملکه‌ای اخلاقی&amp;amp;ndash;معرفتی&amp;amp;raquo; است که با مدیریت همه قوای نفس، اعتدال وجودی را تحقق می‌بخشد و علم و عمل را در مسیر کمال انسانی به وحدت می‌رساند. عقل اعتدالی بر فطرت استوار بوده و پیوندی ناگسستنی با دین‌محوری و اخلاق‌مداری دارد. این عقل، ایمان‌مدار است و حقیقت ایمان را فراتر از تصدیق منطقی و شامل التزام عملی و تجربه معنوی می‌داند. پذیرش مراتب تشکیکی واقعیت و معرفت، تواضع معرفتی و آگاهی از محدودیت‌های شناختی، از دیگر ویژگی‌های این عقل به‌شمار می‌رود. تحلیل آیات قرآن و روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در کنار آرای متفکران مسلمان نشان می‌دهد که عقل اعتدالی که خود را در پیوند نظر و عمل ظهور می&amp;amp;lrm;دهد، بنیان کمال عقل در سنت اسلامی است. نتیجه‌گیری پژوهش بر اهمیت توجه به عقل اعتدالی به‌عنوان چارچوبی جامع و کارآمد برای دین‌شناسی تأکید دارد که می‌تواند فهمی زنده و هدایت‌گر از دین در مسیر حقیقت و خیر ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مواجهه معتزله با مسیحیت و مسیحیان</title>
      <link>https://www.aghlodin.ir/article_245820.html</link>
      <description>سلام ازجمله ادیان الهی است که پس از ظهور فتوحاتی داشته است. از همان آغاز فتوحات اسلامی، &amp;amp;rlm;رویارویی‌های فرهنگی &amp;amp;rlm;و کلامی اسلام و ادیان دیگر مانند مسیحیت نیز آغاز شد. در این مواجهه، پیروان &amp;amp;rlm;سایر ادیان با شنیدن منطق و آموزه‌های &amp;amp;rlm;اسلام، یا به حقانیت آن پی می‌بردند &amp;amp;rlm;و اسلام را می‌پذیرفتند یا به مخالفت با آن می‌پرداختند. مسلمانان در مواجهه با &amp;amp;rlm;مخالفین اسلام، به &amp;amp;rlm;تبیین عقلی آموزه‌های اسلام &amp;amp;rlm;و دفاع از  آن می‌پرداختند. دین مسیحیت ازجمله ادیانی است که مسلمانان در &amp;amp;rlm;مواجهه با آنان قرار گرفتند. مسیحیان &amp;amp;rlm;در مواجهه با اسلام در مقابل قرآن و آموزه‌های اسلامی ردیه می‌نوشتند و  سعی در نفوذ باورها &amp;amp;rlm;و عقایدشان در میان &amp;amp;rlm;مسلمانان داشتند.&amp;amp;rlm; در این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به بررسی مواجهه فرقه معتزله، که از جمله فرق اسلامی بودند، با مسیحیت و مسیحیان پرداخته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد، معتزله به هنگام مواجهه &amp;amp;rlm;با مسیحیت و مسیحیان، با &amp;amp;rlm;مناظره و تبیین &amp;amp;rlm;عقاید اسلامی، سعی در اثبات حقانیت دین اسلام داشتند و علیه مخالفت و دشمنی آنان با اسلام، ردّیه &amp;amp;rlm;می‌&amp;amp;rlm;نوشتند و  با روشی عقلی به &amp;amp;rlm;تبیین آموزه‌های اسلام می‌پرداختند. بنابراین معتزله در مواجهه با مسیحیان، سخنان آنان را بر &amp;amp;rlm;علیه معارف اسلامی، به‌طور کورکورانه قبول نمی‌کردند، بلکه با استدلال عقلی به مبارزه با آنان می‌پرداختند و این موجب &amp;amp;rlm;رشد و پرورش افکار معتزلیان شد. </description>
    </item>
  </channel>
</rss>
