اعقل صحابه کیست ؟

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

 
 
 
سخن آغازین
هیأت تحریریه
یکى از فضائل برجسته آدمى عقلانیّت است. بدون شک، هر که عقلش کامل‏تر است، بر دیگران برترى دارد. قطعا صحابه پیامبر اعظم| به لحاظ عقلانیّت یکسان نیستند. با سیرى در معارف اسلامى و آثارى از اندیشمندان معلوم مى‏شود که عقل به یک لحاظ به عقل نظرى و عقل عملى، و به لحاظى دیگر به عقل جزئى و عقل کلّى، و به لحاظى دیگر به عقل فطرى و عقل اکتسابى، و به لحاظى دیگر به عقل قدسى و عقل زمینى قابل انقسام است.
مدعاى این نوشتار این است که امام على× پس از پیامبر اعظم| به لحاظ عقل نظرى و عقل عملى و به لحاظ عقل فطرى و کلى و قدسى بر همه صحابه، و طبعا بر همه امت برترى دارد. کوشش شده است که با بررسى شواهد و قرائن و ادله، مسأله این مقال اثبات گردد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Who is the most wise man of the companions?

چکیده [English]

 
 
Editorial board
One of the outstanding virtues of human is rationality. Undoubtedly, everyone has a more complete ration, he is superior to the others.
    Certainly, the companions of the great prophet are not identical to rationality.
    With study of moslem thinkers’ works becomes obvious that reason is divided for the one side to theoretical reason and practical reason and for the other side to particular reason and universal reason and the other side to primal and derivative reason and the other side to holy reason and world reason.
    The writing asserts that Imam Ali is superior to all of the companions and naturally to all of the people of nation for the side of theoretical and practical reason and for the side of primal, universal and holy reason, and in witch has been attempted that the claim be proved by evidences and reasons.  
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Theoretical and practical reason
  • Primal and derivative reason
  • Universal and particular reason
  • world and holy reason
  • Imam Ali
  • The companions (Sahabeh)

نتیجه

با مرورى که بر کاربردهاى عقل داشتیم، معلوم شد که عقل نظرى و عملى انسان به فطرى واکتسابى، زمینى و قدسى، جزئى و کلى قابل انقسام است، و اگر بخواهیم به زبان روز سخن بگوییم، باید عقل زمینى و جزئى را عقل سکولار، و عقل قدسى و کلى و فطرى را عقل دین‏سالار بنامیم. عقل اکتسابى ممکن است تابع عقل سکولار باشد، و ممکن است در خدمت عقل دین‏سالار قرار گیرد.

با توجه به توضیحاتى که در متن مقاله داده شد، باید امام على× را به لحاظ عقل دین‏سالار، اعقل صحابه، بلکه اعقل امت اسلام بدانیم.

غزالی گوید: عاقل کسی است که به سیدالعقلاء علی× تأسی جوید. همان که فرمود: «حق با رجال شناخته نمی‌شود. حق را بشناس، تا اهلش را بشناسی». (حسینی خطیب، 1395ق، ج4، ص 20)

 

على شاهى است بر اورنگ فرمان

 

على ماهى است بر افلاک ایمان

بیاموز از کلامش علم دین را

 

همان استاد دانایان قرآن

تأسى ده بدو سیر و سلوکت

 

همان سر منشأ اسرار عرفان

بزن بر دامنش دست گدائى

 

همان مسندنشین بزم احسان

اگر زیبائى صورت بجوئى

 

جمالش برتر است از پور کنعان

اگر زیبائى باطن بجوئى

 

کمالش برتر از موسى عمران

بیا رو کن به درگاهش که باشد

 

امام جمله مولاشناسان

ندیدم کس چنو در زندگانى

 

فناى بارگاه قرب یزدان

مر او را در صف لاهوتیان جوى

 

که او شد مستوى بر عرش رحمان

چو روز آید «له سبحا طویلاً»

 

دل شب، پیش حق، نالان و گریان

همان کز نعره‏اش شیران بلرزند

 

چو نرگس بر یتیمان گشته خندان

اگر اعقل نبودى پس چه بودى

 

همان استاد یکتاى حکیمان

اگر اعلم نبودى پس که بودى

 

همان داننده اسرار پنهان

همى «عارف» سراید در ترانه

 

نیاید مثل او در روزگاران

 

ـ قرآن.

  1. نهج‏البلاغه.
  2. ابن ابى الحدید(1378ق) شرح نهج‏البلاغه، دار إحیاء الکتب العربیّة.
  3. ابن سینا(1404ق) الشفاء، الإلهیّات، قم، مکتبة آیه‏الله مرعشى نجفى.
  4. انصارى هروى، خواجه عبدالله(1361ش) منازل السائرین، تهران، انتشارات مولى چاپ اول.
  5. بلخى، جلال الدین محمد (1380ش) مثنوى معنوى، تصحیح قوام‏الدین خرّمشاهى، انتشارات دوستان، چاپ پنجم.
  6. بلخى، جلال الدین محمد(1338ش) کلیات مثنوى، تهران، کتابفروشى اسلامیه.
  7. پور رستمى، حامد و طاهرنژاد، محمد على(1390ش) عقل و علم و تعامل آن‏ها در منظومه معرفتى شیعه، قبسات، شماره 6، ص 87 تا 108.
  8. حسینى، خطیب عبدالزهراء(1380ق) مصادر نهج‏البلاغه و اسانیده، بیروت، مؤسسه اعلمى چاپ دوم.
  9. خوارزمى، تاج الدین حسین 1379ش) شرح فصوص الحِکَم، تحقیق حسن‏زاده آملى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.
  10. دهخدا، على اکبر (1325ش) لغتنامه، انتشارات دانشگاه تهران.
  11. رازى، امام فخرالدین(1407ق) المطالب العالیة، تحقیق احمد الحجازى، قم، منشورات شریف الرضى چاپ اول.
  12. رضوى، سید مسعود(1391ش) در مسیر سنت‏گرائى سید حسین نصر و مسائل معاصر، تهران، نشر علم، چاپ اول.
  13. شمالى، عبده،(1965م) تاریخ الفلسفة الإسلامیة، بیروت، دار صادر، چاپ چهارم.
  14. صافى، لطف‏اللّه(1375ش) الهیات در نهج‏البلاغه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم.
  15. صدرالدین محمد شیرازى(1381ش) الحکمه‏المتعالیة فى الأسفار الأربعة، تصحیح احمد احمدى، بنیاد حکمت اسلامى صدرا، چاپ اول.
  16. صدرالدین محمد شیرازى (1382ش) الشواهد الربوبیّة فى المناهج السلوکیة، تصحیح محقق داماد، بنیاد حکمت اسلامى صدرا، چاپ اول.
  17. طباطبائى، سید محمد حسین(1404ق) نهایه‏الحکمة، به اِشراف نورانى، قم، مؤسسه‏النشر الإسلامى.
  18. لاهورى، اقبال(1343ش) کلیات اشعار فارسى، تهران کتابخانه سنائى.
  19. لقمان(1391ش) گنجینه حکمت، کرج، انتشارات پرهیب، چاپ اول.
  20. مجلسى، محمد باقر(بى‏تا) بحارالأنوار، ج1، تهران، دارالکتب الإسلامیة.
  21. مجلسى، محمد باقر(1379ق) بحارالأنوار، ج69، المکتبه‏الإسلامیة.
  22. مجلسى، محمد باقر(1395ق) بحارالأنوار، ج78، تهران المکتبه‏الإسلامیة.
  23. مطهرى، مرتضى(1354ش) سیرى در نهج‏البلاغه، قم، مرکز مطبوعاتى دارالتبلیغ اسلامى.
  24. وجدى، محمد فرید(1354ق) دائره‏المعارف القرن العشرین، مصر، مطبعه دائرة المعارف القرن العشرین چاپ سوم.
  25. یثربى، دکتر سید یحیى، فلسفه عرفان، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ چهارم.