نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
Seyed Reza Moaddab[1]
Mostafa samani Ghotb Abadi[2]
The first article in this Hadith of Imam kazem expressed in relation to the proof of God's For people and Topics discussed. Then explains that The spirit of Islam, including Islamic intellectual and messengers of God. West thinkers who believed in the authenticity of a sense of perspective and experience Is criticized. And will argue although they have the appearance of wisdom credit But they have not been able to fully free from the shackles of mental perceptions. Expressed Based on justice and Shiite discerning intellect and its role in perfecting the human form the philosophy of sending messengers of God and their successors - To compensate for the failure of human wisdom -. The end result is that all intellects, their ability to understand the divine messengers and as such is open to Interior Proof of God And wisdom And Exterior Proof not only wisdom but also help to strengthen and complete supporting them as well.
[1]- University of Qom, Qom, Iran .
[2]- MA in Islamic theology and philosophy .
کلیدواژهها English
با توجه به توضیحاتی که در این نوشتار داده شد، با نگاهی به مجموعهی معارف و مبانی اسلام و با توجه به نیاز های اساسی انسان و با تجاربی که طی قرون متمادی به دست آورده و آن چه بعد از این با آن مواجه میشود، میتوانیم بگوییم: روح پر فتوح اسلام، چیزی جز معارفی که از عقل سالم و از تعلیمات سفرای الهی به دست میآید، نیست. برخی از اندیشمندان از معارف عقلی به رکن درون ذاتی و از معارف انبیائی و اولیائی به رکن برون ذاتی تعبیر کردهاند. در مغرب زمین بر سر این مسأله که آیا باید به مانند لوئی اول راه دل را پیمود یا به مانند دکارت، اندیشه و عقل را محور قرار داد، اختلاف نظر وجود داشته است؛ اما در مقابل، دین اسلام هر دو طریق را معتبر دانسته و هر یک را مکمل دیگری میداند و بیان میدارد که نه
عارف باید عقل گریز باشد و نه فیلسوف از تهذیب و تزکیهی نفس خودداری کند. همچنین اثبات کرده ایم آن دسته از فیلسوفانی (جان لاک، کندیاک، هیوم و جان استوارت میل) که میخواهند با اتکای به حس و دانش بشری و یافته های علوم طبیعی بدون تکیه بر ادراکات عقلی، نگرشی مادی به جهان عرضه کنند و شناخت متکی بر حس و تجربه را تنها راه معرفت ممکن و قابل اعتماد میدانند و هستی را در جهان قابل مشاهده و تجربه محدود و منحصر مینمایند، از نظر معرفت شناسی، جز کوششی بی حاصل چیز دیگری انجام ندادهاند؛ هر چند اینان نیز، سرانجام نتوانستند خود را به طور کامل از قید ادراکات عقلی برهانند. اما در نقطهی مقابل، اندیشمندان اسلامی عقل را به عنوان حجت باطن و رکن درون ذاتی پذیرفتهاند. پر واضح است که حجت بودن عقل بدین معنا نیست که هر فردی بدون آن که موازین صحیح و حساب شده را در دست داشته باشد و بدون آن که قدرت استفاده و استنباط از آن ها را داشته باشد و بدون آن که مقدمات لازم را طی کرده باشد حق دارد در مسائل عمیق فلسفی و کلامی غور و تعمق کند.
و نیز بیان کردیم: رکن برون ذاتی همان حجت ظاهر و به تعبیر ما، رکن انبیائی و اولیائی است که فلسفهی بعثت آنان شوراندن و اثارهی عقل است. جالب این است که بر ضرورت این رکن، هم عقل گواهی میدهد و هم شرع. به عبارت دیگر انبیاء الهی نیامدهاند تا عقل را به کنار نهند و وحی را جانشین عقل نمایند و از آنان سر سپردگی بدون دلیل و عقلانیت بخواهند بلکه یکی از مهم ترین اهدافشان شکوفایی و پرده برداری از چهره عقل است.
سرانجام میتوان بیان نمود که: حجت باطن یا عقل نه تنها حامی سفرای الهی است بلکه خود نیز به ادراکات و شناخت هایی رسیده است که مقام انسان را بالا میبرد و جایگاهی به مراتب برتر از جایگاه حیوانات برای او قائل میشود. قدر مسلم آن است که همهی عقول توانایی درک حقانیت حجت ظاهر را دارند و به این لحاظ راه تعامل حجت ظاهر و باطن باز است. حجت ظاهر نه تنها مؤید عقل است بلکه راهگشای تقویت و تکمیل آن است.