حجت ظاهـر و حجت باطـن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

سیدرضا مؤدب[1]
مصطفی سامانی قطب آبادی[2]
در این نوشتار نخست روایت ارزشمندی از امام کاظم× در رابطه با حجت های خداوند بر مردم بیان شده و محور بحث قرار گرفته است. سپس توضیح می‌دهد که روح پر فتوح اسلام شامل معارف عقلی (رکن درون ذاتی) و سفرای الهی (رکن برون ذاتی) است. در ادامه، ضمن نقد و بررسی دیدگاه قائلین به اصالت حس و تجربه، استدلال خواهد شد که اینان گرچه در ظاهر عقل را بی اعتبار دانسته‌اند؛ اما در نهایت نتوانسته‌اند خود را به طور کامل از قید ادراکات عقلی برهانند. همچنین فلسفه‏ی بعثت سفیران الهی و جانشینی اوصیای آنان ـ که جبران نارسایی عقل انسان ها است ـ بر اساس عقل فهیم عدلی و شیعی و نقش آن در به کمال رساندن نوع انسانی بیان شده است. در پایان نتیجه خواهیم گرفت که همه‏ی عقول، توانایی درک حقانیت حجت ظاهر را دارند و بدین لحاظ راه تعامل حجت ظاهر و باطن باز است و حجت ظاهر نه تنها مؤید عقل است بلکه راهگشای تقویت و تکمیل آن ها نیز می‌باشد.
[1] . استاد دانشگاه قم.   Moadab-r114@yahoo.com


[2] . کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی mostafa.samani92@gmail.com

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Exterior and Interior Proof

چکیده [English]

 
Seyed Reza Moaddab[1]
Mostafa samani Ghotb Abadi[2]
 
The first article in this Hadith of Imam kazem expressed in relation to the proof of God's For people and Topics discussed. Then explains that The spirit of Islam, including Islamic intellectual and messengers of God. West thinkers who believed in the authenticity of a sense of perspective and experience Is criticized. And will argue although they have the appearance of wisdom credit But they have not been able to fully free from the shackles of mental perceptions. Expressed Based on justice and Shiite discerning intellect and its role in perfecting the human form the philosophy of sending messengers of God and their successors - To compensate for the failure of human wisdom -. The end result is that all intellects, their ability to understand the divine messengers and as such is open to Interior Proof of God And wisdom And Exterior Proof not only wisdom but also help to strengthen and complete supporting them as well.  
[1]- University of Qom, Qom, Iran .


[2]- MA in Islamic theology and philosophy .

کلیدواژه‌ها [English]

  • narrative
  • proof
  • Exterior Proof
  • Interior Proof

با توجه به توضیحاتی که در این نوشتار داده شد، با نگاهی به مجموعه‏ی معارف و مبانی اسلام و با توجه به نیاز های اساسی انسان و با تجاربی که طی قرون متمادی به دست آورده و آن چه بعد از این با آن مواجه می‌شود، می‌توانیم بگوییم: روح پر فتوح اسلام، چیزی جز معارفی که از عقل سالم و از تعلیمات سفرای الهی به دست می‌آید، نیست. برخی از اندیشمندان از معارف عقلی به رکن درون ذاتی و از معارف انبیائی و اولیائی به رکن برون ذاتی تعبیر کرده‌اند. در مغرب زمین بر سر این مسأله که آیا باید به مانند لوئی اول راه دل را پیمود یا به مانند دکارت، اندیشه و عقل را محور قرار داد، اختلاف نظر وجود داشته است؛ اما در مقابل، دین اسلام هر دو طریق را معتبر دانسته و هر یک را مکمل دیگری می‌داند و بیان می‌دارد که نه

عارف باید عقل گریز باشد و نه فیلسوف از تهذیب و تزکیه‏ی نفس خودداری کند. همچنین اثبات کرده ایم آن دسته از فیلسوفانی (جان لاک، کندیاک، هیوم و جان استوارت میل) که می‌خواهند با اتکای به حس و دانش بشری و یافته های علوم طبیعی بدون تکیه بر ادراکات عقلی، نگرشی مادی به جهان عرضه کنند و شناخت متکی بر حس و تجربه را تنها راه معرفت ممکن و قابل اعتماد می‌دانند و هستی را در جهان قابل مشاهده و تجربه محدود و منحصر می‌نمایند، از نظر معرفت شناسی، جز کوششی بی حاصل چیز دیگری انجام نداده‌اند؛ هر چند اینان نیز، سرانجام نتوانستند خود را به طور کامل از قید ادراکات عقلی برهانند. اما در نقطه‏ی مقابل، اندیشمندان اسلامی عقل را به عنوان حجت باطن و رکن درون ذاتی پذیرفته‌اند. پر واضح است که حجت بودن عقل بدین معنا نیست که هر فردی بدون آن که موازین صحیح و حساب شده را در دست داشته باشد و بدون آن که قدرت استفاده و استنباط از آن ها را داشته باشد و بدون آن که مقدمات لازم را طی کرده باشد حق دارد در مسائل عمیق فلسفی و کلامی غور و تعمق کند.

و نیز بیان کردیم: رکن برون ذاتی همان حجت ظاهر و به تعبیر ما، رکن انبیائی و اولیائی است که فلسفه‏ی بعثت آنان شوراندن و اثاره‏ی عقل است. جالب این است که بر ضرورت این رکن، هم عقل گواهی می‌دهد و هم شرع. به عبارت دیگر انبیاء الهی نیامده‌اند تا عقل را به کنار نهند و وحی را جانشین عقل نمایند و از آنان سر سپردگی بدون دلیل و عقلانیت بخواهند بلکه یکی از مهم ترین اهدافشان شکوفایی و پرده برداری از چهره عقل است.

سرانجام می‌توان بیان نمود که: حجت باطن یا عقل نه تنها حامی سفرای الهی است بلکه خود نیز به ادراکات و شناخت هایی رسیده است که مقام انسان را بالا می‌برد و جایگاهی به مراتب برتر از جایگاه حیوانات برای او قائل می‌شود. قدر مسلم آن است که همه‏ی عقول توانایی درک حقانیت حجت ظاهر را دارند و به این لحاظ راه تعامل حجت ظاهر و باطن باز است. حجت ظاهر نه تنها مؤید عقل است بلکه راهگشای تقویت و تکمیل آن است.

  1. قرآن.
  2. نهج البلاغه.
  3. ابن الاثیر. (1384). النهایة فی غریب الحدیث و الاثر. تحقیق الزاوی و الطناحی. قم:
    دارالتفسیر
  4. ابن سینا. (1388). اشارات و تنبیهات. ترجمه حسن ملکشاهی. چاپ ششم. تهران: نشر
    سروش.
  5. ابن منظور. (1408ق). لسان العرب. تحقیق علی شیری. دارالاحیاء التراث العربی. بیروت.
  6. پل فولکیه. (1342). مابعدالطبیعه. ترجمه یحیی مهدوی. با مقدمه و تحقیق دکتر فردید. شماره 1173. تهران: دانشگاه تهران.
  7. جعفری، محمدتقی. (1394). مقدمه بر کتاب اندیشه اصلاح و راهبردی وحدت. به قلم سید احمد موثقی. چاپ اول. قم: بوستان کتاب.
  8. راغب اصفهانی. (1332ش). المفردات فی غریب القرآن. تهران: المکتبة المرتضویه.
  9. زمخشری، محمود بن عمر. (بی‏تا). أساس البلاغه. تحقیق عبدالرحیم محمود. بی‏جا: المسقطه.
  10. صدرالمتألهین. (1366ش). شرح اصول الکافی. تصحیح خواجوی. چاپ اول. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی
  11. طباطبایی، محمدحسین. (بی تا). المیزان فی تفسیر القرآن. ج1. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
  12. علامه حلی. (بی‏تا). کشف المراد. (شرح تجرید الاعتقاد خواجه طوسی). قم: مکتبه مصطفوی.
  13. فراهیدی، خلیل بن احمد. (1414ق). ترتیب کتاب العین. تحقیق مخزومی. قم: انتشارات اسوه.
  14. کلینی، محمدبن یعقوب. (1388ق). الکافی. تصحیح غفاری. ج1. چاپ سوم. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
  15. مامقانی، شیخ عبدالله، (1352ق). تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف اشرف، المطبعة المرتضویّة.
  16. مدنی، سید یوسف. (1380ق). درر الفوائد فی شرح الفرائد (معروف به رساله‏ی شیخ انصاری). چاپ دوم. مکتبه اسماعیلیان.
  17. معین، محمد. (1371). فرهنگ فارسی. چاپ هشتم. تهران: انتشارات امیر کبیر.
  18. مطهری، مرتضی. (1350). اصول فلسفه و روش رئالیسم. قم: دارالعلم.