عقل و دین

عقل و دین

وضعیت سنجی و شناخت روابط «عقل معاد» و «عقل معاش» در سیرحرکت انسان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش‌آموخته دکتری، فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم
2 استادیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم،
چکیده
سیر تکاملی انسان متوقف به عملکرد «عقل» او می‌باشد. عقلی که از منظرهای مختلف قابلیت دسته‌بندی و تقسیم‌بندی دارد. یکی از آن‌ها، تقسیم عقل به «عقل معاد» و «عقل معاش» می‌باشد؛ «عقل معاد» متکفل راه­بری ساحت معنا و «عقل معاش» متکفل راه­بری ساحت ماده­ی انسان می­باشد؛ در این مسیر به دلایل مختلف نسبت­ها و روابط گوناگونی بین آن دو نوع عقل برقرار می­گردد؛ روابطی که در شرایطی منتج به سعادت و در شرایطی منتج به شقاوت انسان می­گردد؛ رسالت این مقاله شناسایی انواع این روابط و دلایل به وجود آمدن آنان می­باشد. این مقاله از نوع پژوهش­های توصیفی بوده و از نظر هدف بنیادین می­باشد و داده­های مورد نیاز در آن به روش اسنادی با ابزار فیش­بردازی گردآوری و پس از آن به روش کیفی اجتهادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش مشخص گردید با توجه به عملکرد آن دو عقل، سه رابطه و نسبت بین آنان در طی سیر تکاملی انسان برقرار می­باشد؛ رابطه­ای که عقل معاد بر سایر شئون انسان سلطه­ی افراطی می­یابد، رابطه­ای که عقل معاش بر عقل معاد و حرکت انسان چیره می‌گردد و رابطه‌ای که عقول به قاعده­ی خلقتشان نسبتی برابر در حرکت انسان دارند و بین آنان رابطه­ی تعادل برقرار بوده که نتیجه­ی دو رابطه­ی اول، شقاوت انسان و رابطه­ی آخر سعادت می­باشد.

تازه های تحقیق

نتیجه­گیری

هدف ما از انجام این پژوهش شناسایی انواع روابط محتمل بین «عقل معاد» و «عقل معاش» در طی سیر تکاملی انسان و دلایل هر کدام از آن روابط و نسبت­ها بوده که بر این اساس چیستی روابط و نسبت­های بین «عقل معاد» و «عقل معاش» در طی سیر تکاملی انسان و دلایل و عوامل تشکیل هر نسبت به‌عنوان سؤالات ما در این مقاله محسوب می‌شده است. بنابراین پس از گردآوری و تحلیل داده‌ها مشخص گردید روابط بین عقل معاد و عقل معاد و دلایل آنان ازقرار زیر می­باشد:

دلایلی همچون عدم خودشناسی، دین‌پذیری تقلیدی، فریب خوردن، بسنده کردن و راضی شدن به زندگی در دنیا، مشغول شدن و غرق شدن در دنیا، دوستی و چسبندگی بیش‌از‌قاعده به نعمات، غفلت و گناه و نافرمانی، موجبات پیدایش روابط منتج به سلطه­ی عقل معاش می­باشد.

دلایلی همچون وسوسه­های شیطانی و تبعیت از آن، انحراف دیگران و تقلید کورکورانه از آنان و خطای شناختی، موجبات پیدایش روابط منتج به سلطه­ی افراطی عقل معاد می­باشد.

دلایلی همچون مراقبه­ی مستمر، استغفار و توبه، تذکر و پندپذیری، فرصت­شناسی، بهره­گیری از تجربیات و تجربه­گیری و علم و دانش اندوزی، موجبات پیدایش روابط تعادل بین عقول می­باشد.

«عقل معاد» ناظر و متکفل بر ساحت معنای انسان و «عقل معاش» ناظر و متکفل بر ساحت ماده­ی انسان است که خداوند منان اراده فرموده به واسطه­ی آنان و از طریق تعامل آنان با هم انسان را از نقطه­ی آغاز به سرانجام برساند. پر واضح است که در برخی شرایط مطلوب خلقت یعنی تکامل و سعادت جاودانه حاصل و در برخی شرایط در پرتو تشکیل روابط غیرمطلوب بین عقول مطلوب خلقت حاصل نشده و انسان به ظلمت و در شقاوت جاودانه می­گردد. دو رابطه­ی اول و دوم یعنی سلطه­ی عقل معاش و سلطه­ی عقل معاد موجب شقاوت و رابطه­ی سوم یعنی تعادل بین عقول در حرکت انسان موجب سعادت جاودانه انسان می­گردد. روابط بین عقل معاد و عقل معاش ثابت نیست و هر‌لحظه می­تواند نوعِ روابطِ بین عقول تغییر نماید به‌نحوی‌که سرانجامِ انسان، دگرگون گردد. بنابراین صرف برقراری رابطه­ای چه مطلوب و چه نامطلوب بین عقول نباید باعث امیدواری یا ناامیدی فرد گردد، چرا‌که قلب شرایط یکی از ویژگی­های مسلم در این میان می­باشد و دقیقاً همین امر است که انسان را تا نقطه­ی پایان در شرایط خوف‌و‌رجا نگه می­دارد. وجود تعادل بین قوای انسانی، اصلی ترین موضوع مورد بحث است و  با شکل گیری رابطه ی صحیح بین عقل معاش و عقل معاد، عقل معاش می­تواند در عین علم و توانایی برخی از امتیازات و منافع خود را به‌صورت‌منطقی در اختیار عقل معاد ­گذارد تا بر عمق و وسعت سعادت جاودانه خود بیفزاید. معنای این سخن این است که در مواجهه عقل معاد و عقل معاش، اصالت با عقل معاد می­باشد.

این شرایط زمانی به وجود می‌آید که عقل معاش بر فرد تسلط یابد، چرا که در این شرایط فرد در واقع حیوانی بیش نیست چنانکه قرآن کریم میفرماید: یتمتعون و یاکلون کما تاکل الانعام (سوره محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)/ 12). و چون استعدادهای انسانی خود را تباه می‌کند به کیفری دردناک خواهد رسید (مصباح یزدی، 1378: 31).

درست است که غایت این مقاله سعادت جاودانه انسان بوده که محصول هماهنگی عقل معاد و عقل معاش است لکن باید توجه داشت که عقل خود دارای محدودیت‌هایی است که این محدودیت‌ها مانع اتکای صددرصد به آن می‌شود؛ عقل می‌داند که ادرات ذات حق تعالی منطقه ممنوعه است و هیچ مدرکی به آنجا دسترسی ندارد همانگونه که کنه صفات حق تعالی که عین ذات اوست نیز منطقه ممنوعه دیگری برای عقل است (جوادی آملی، 1386: 56). 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Status Assessment and Relationship Recognition between "Intellect for Hereafter" and "Intellect for Livelihood" in Human Movement

نویسندگان English

Fatemeh Shamekhi Amiri 1
Ahmad Reza Shahrokh 2
Aghdas Yazdi 2
1 Ph.D. graduate, philosophy and Islamic theology, University of Qom, Qom
2 Assistant professor, philosophy and Islamic theology philosophy and Islamic theology, University of Qom
چکیده English

The perfection of human life depends on applying his "intellect". The intellect can be categorized and divided from different perspectives, one of which is its division into "Intellect for hereafter" and " Intellect for livelihood"; "Intellect for hereafter" is responsible for guiding the field of meaning, and "Intellect for livelihood" is responsible for guiding the field of human matter. In this path, for different reasons, various ratios and relationships are established between those two types of intellect. Relationships that lead to true happiness under certain conditions and lead to misery under other conditions. This article is aimed to identify the types of these relationships and the reasons for their emergence. This article is a descriptive, fundamental research, and the data required has been collected by documentary method with taking notes and then analyzed by qualitative ijtihad method. In this research, it was demonstrated that according to the function of those two intellects, there are three relations and ratios between them during the whole human life. A relationship in which Intellect for hereafter dominates other human affairs, a relationship in which the Intellect for livelihood dominates the Intellect for hereafter and human movement, and a relationship in which intellects share an equal proportion in human movement, based on their type of creation and there is a balance relationship between them. The result of the first two relationships is human misery and the last relationship is happiness.

کلیدواژه‌ها English

Man
evolution
completeness
intellect for hereafter
intellect for livelihood
  1. قرآن کریم

    نهج­البلاغه

    1. ابن منظور، محمد بن مکرم، (1363)، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه.
    2. باقری نوع‌پرست و همکاران، (1400)، مفهوم‌شناسی عقل در قرآن کریم با تأکید بر روابط هم‌نشینی، دو‌فصلنامه عقل و دین، سال سیزدهم، شماره 24.
    3. بخشایشی اردستانی، احمد، (1388)، سیر تاریخی اندیشه­های سیاسی در غرب از افلاطون تا نیچه، تهران، نشر آوای نور.
    4. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، (1392)، غررالحکم و دررالکلم، مترجم: سیدهاشم رسولی محلاتی، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
    5. جوادی آملی، عبدالله، (1385)، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، قم، نشر اسراء.
    6. ___________________، (1386)، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، قم، نشر اسراء.
    7. الحرانی، ابو‌محمد، (1382)، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل‌علی (علیه‌السلام).
    8. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1371)، المفردات فی غریب القرآن، تهران، انتشارات دار المعرفه.
    9. سجادی، سیدجعفر، (1375)، فرهنگ علوم فلسفی و کلامی، تهران، انتشارات امیرکبیر.
    10. صانعی، منوچهر، (1376)، فلسفه دکارت، تهران، انتشارات الهدی.
    11. طباطبایی، سید محمدحسین، (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
    12. طبرسى فضل بن حسن، (1372)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو.
    13. عالم، عبدالرحمن، (1381)، تاریخ فلسفه­ی سیاسی غرب در عصر جدید و سده نوزدهم، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
    14. غفوری منش و حمیدیان، محمد و حمید، (1401)، نقش عقل در رفتار انسان بر اساس روایات علوی، دو‌فصلنامه عقل و دین، سال چهاردهم، شماره 26.
    15. فیروزآبادی، مجدالدین، (بی‌تا)، القاموس المحیط، بیروت، انتشارات دارالمعرفة.
    16. کلینی، محمد بن یعقوب، (1393)، اصول کافی، مترجم: حسین استادولی، تهران، دارالثقلین.
    17. محمدی ری‌شهری، (1378)، خرد‌گرایی در قرآن و حدیث، ترجمه: مهدی مهریزی، قم، انتشارات دارالحدیث.
    18. مددپور، محمد، (1380)، خداآگاهی تاریخی، تهران، انتشارات بهار.
    19. مصباح یزدی، محمد تقی، (1378)، آموزش عقاید، قم، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
    20. مصطفوی، حسن، (1360)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
    21. مکارم شیرازی، ناصر، (1392)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
    22. ملاصدرا، محمدبن ابراهیم، (1383)، شرح اصول کافی، تهران، پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.