افراط گرایی، نقطه مقابل عقلانیت و شریعت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

احمد بهشتی[1]
این نوشتار، نخست مروری دارد بر بیان ماهیت افراط گرایی و مضرات آن، سپس به بحث درباره راه های مبارزه با آن پرداخته است. افراط گرایی یا قومی یا نژادی یا حزبی و گروهی یا مذهبی است. از آن جا که افراط گرایی زاییده تعصب خشک و خروج از جاده اعتدال و عقلانیت و گریز از شریعت است، برای مبارزه با همه اقسام، بیان مضرات افراط گرایی، و توضیح فواید اعتدال و میانه روی توصیه می شود. در مورد افراط گرایی مذهبی و اعتدال، در منابع اصیل اسلامی ـ یعنی قرآن مجید و سنت معصومین ـ مطالب ارزشمند و توصیه هایی سازنده وجود دارد که این نوشتار از آن ها بهره ای وافی گرفته است.
 [1]. دانشگاه آزاد اسلامی ـ استاد واحد علوم و تحقیقات تهران                                  www.ahmadbeheshti.ir

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Extremism, opposite of rationality and religious law

چکیده [English]

 
Ahmad Beheshti[1]
This writing, first reviews the nature of extremism and its harms, then discusses about the methods of campaign against it. Extremism is tribal or racial or sectarian and gregarious or religious. Since extremism is spawned by arid prejudice and exiting from road of equality and rationality and religious law, in order to combat with all of kinds is recommended explanation of extremism harms and equality and moderation profits.
    There are worth subjects and useful recommendation about religious extremism and equality in islamic original References –Quran and tradition of innocents-, that this writing has enjoyed them enough.   
 


[1]- Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.     www.ahmadbeheshti.ir

کلیدواژه‌ها [English]

  • extravagance
  • Wasting
  • equality
  • rationality
  • Prejudice
  • The kinds of extremism

نتیجه

در این نوشتار، برای مبارزه با افراط گرایی و سوق دادن به سوی قله اعتدال و میانه روی، دو راه هموار و دو طریقه نیکوگذار نشان دادیم:

یکی راه عقل و دیگری راه شرع. عقل را هم به دو قسم نظری و عملی تقسیم کردیم. عقل نظری کاوشگر و عقل عملی کنشگر است. و هر دو لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. با تقویت عقل نظری و عقل عملی، عواطف و گرایش های عاطفی به راه صحیح و جهت مثبت هدایت می شوند.

چراغ این راه و نورافکن این جاده، تذکرات و رهنمودهای شرع است. راهی که چراغ و جاده ای که نورافکن ندارد، هر چند هموار و مستقیم باشد، حیرت آور و گیج کننده و لغزنده و مهلک و منحرف کننده است و سرانجامی جز سرگردانی و گمراهی و هلاکت ندارد.

شرایع آسمانی، همه، حلقه های یک زنجیر و هر کدام نسبت به شریعت سلف، مکمل و نسبت به شریعت خلف، زمینه ساز و فراهم کننده امکانات اجراء و آماده سازنده مردم، برای قبول و اطاعت و اجرای آن است.

این پیوستگی را در آیه 13 سوره شوری ملاحظه کردیم و اگر بخواهیم در سنت معصومین^ آن را مطالعه کنیم، کافی است که علاوه بر شواهدی که ذکر شد، کتاب نهج‌البلاغه را بگشاییم و خطبه ای را از نظر بگذرانیم که امام علی× به سال 37 هجری، هنگام حرکت دادن مردم به سوی صفین و آماده کردن آن ها برای جنگ با اهالی بدفرجام شام و به منظور سرکوب معاویه خون آشام و با هدف مجاهدت در راه تقویت بنیاد اعتدال گرایی و مبارزت در راه براندازی بنیان پوشالی افراط گرایی ـ که در نزد بنی امیه مبنایی جز تعصب قومی و نژادی، و گریز از عقلانیت و گرایش به عصبیت نداشت ـ ایراد کرده است. (همان، خطبه160)

در این خطبه تاریخی سخن بر محور پیوستگی و هماهنگی شرایع الهی و ادیان آسمانی و وحدت کلام و پیام و سیرت و رویّت پیامبران و فرستادگان خدا می چرخد.

خطیب حکیم و سخنور علیم و فرمانده فخیم است، نخست زندگی پیامبر خاتم| را در مذمت دنیاگرایی افراطی و دنیاپرستی به عنوان اسوه و الگو معرفی می کند. آن گاه برای آن که مخاطب بداند که این رشته، رشته ای است که از ابتدا و انتها سر دراز دارد، و همه پیامبران عظام و اولیاء کرام، این راه را پیموده اند و پیامبر آخرالزمان در این میان، برترین و جامع ترین و کامل ترین است، به سراغ سایر انبیا می رود. جالب این است که او در عین حال، تنها از پیامبر  گرامی اسلام به عنوان اسوه نام می برد و سایر انبیا را در ردیف بعد قرار می دهد. او می گوید: «تو را پیامبر خدا در اسوه بودن کافی است».[i] (همان)

او سپس حضرت موسی کلیم الله را مثال می زند که برای یک قرص نان فقیر بود و با گیاه صحرا شکم خود را سیر می کرد. او به درگاه خدا عرضه داشت: «پروردگارا، هر خیری که بر من نازل کنی به آن نیازمندم».[ii] (قصص، 28: آیه24)

سپس ساده زیستی اعتدالی حضرت داوود را مثال می زند که صاحب مزامیر و قاری اهل بهشت بود. او با دستان خود از لیف خرما زنبیل می بافت و به اطرافیان می گفت: چه کسی این زنبیل را می فروشد؟! او با فروش زنبیل، نان جوین تهیه می کرد و با آن سیر می شد.

آخرین نمونه ای که حضرت از او یاد می کند و یادش را گرامی می دارد، عیسی مسیح است. بالش او سنگ و لباسش پشمینه و خشن و خوراکش نان خشک و خورشتش گرسنگی و چراغش ماه آسمان و پناهگاه زمستانیش، شرق و غرب زمین و گل و میوه اش گیاه صحرا بود. او را زن و فرزندی نبود که سرگرمش کنند و او را مالی نبود که به آن دل ببندد و او را آز و طمعی نبود که خوارش کنند. مرکبش دو پایش و خدمتگزارش دو دستش بود. (نهج البلاغه دشتی، خطبه160)

این رجال نامی و این الگوهای سامی که برترینشان، بل اسوه و مقتدایشان، خاتم آن هاست، به افراط نمی گراییدند و هیچ کدامشان دنیاگریز نبودند؛ زیرا دنیاگریزی در نظر آن ها مذموم و منحوس بود، و هیچ یک دنیاپرست نبودند؛ زیرا دنیاپرستی مایه وزر و بال است. ملاک آن ها درگرایش به دنیا، رفع نیاز در حد اعتدال و با حفظ عزت و کرامت بود.

اکنون که عصر نبوت سپری شده و تعالیم انبیا بر جای مانده و قرآن و عترت، مهیمن و مکمل و مبین آن هاست، همه انسان ها می توانند با پرهیز از تفرقه و حفظ وحدت کلمه از لغزیدن در بیغوله های افراط بپرهیزند، و اعتدال و میانه روی مورد امضای عقل و شرع را پیشه خود کنند، و به سوی قله بلند کمال صعود نمایند. دنیاپرستی و دنیاگریزی هر دو مذموم است. راه و رسم زندگی صحیح را از امام علی× بیاموزیم که در دوران زمامداری فرمود: «به خدا این قدر پیراهنم را وصله زدم که از دوزنده آن، شرمنده شدم. یکی گفت: آیا دورش نمی اندازی؟! گفتم: دور شو. صبحگاهان، شب روان ستایش می شوند.[iii] (همان)



[i]. لقد کان فی رسول الله کاف لک فی الأسوة.

[ii]. { رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیر }

[iii].  و الله لقد رقعت مدرعتی حتی استحییت من راقعها، و لقد قال لی قائل: ألا تنبذها عنک؟! فقلت اعزب عنی فعند الصباح یحمد القوم السّری.

. قرآن

2. نهج البلاغه

3. پل فولکیه. (1347ش). فلسفه عمومی یا مابعدالطبیعه. ترجمه یحیی مهدوی. چاپ اول. تهران: دانشگاه تهران

4. حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر. (بی تا). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. قم: مکتبه مصطفوی

5. راغب اصفهانی. (1412ق). مفردات الفاظ قرآن. تحقیق صفوان عدنان. چاپ اول. بیروت: دارالعلم

6. صدرالمتألهین. (بی تا). اسفار. ج1. قم: مکتبه مصطفوی

7. طباطبایی، سیدمحمدحسین. (بی تا). المیزان فی تفسیر القرآن. ج1. تهران: دارالکتب الاسلامیه

8. فراهیدی. (1414ق). ترتیب کتاب العین. تحقیق مخزومی و سامرایی. چاپ اول. قم: انتشارات اسوه

9. فروغی، محمدعلی. (1317). سیر حکمت در اروپا. تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علی شاه

10. مجلسی، علامه. (بی تا). بحارالانوار. ج1. تهران: دارالکتب الاسلامیه

11. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج2. تهران: دارالکتب الاسلامیه

12. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج12. تهران: دارالکتب الاسلامیه

13. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج13. تهران: دارالکتب الاسلامیه

14. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج16. تهران: دارالکتب الاسلامیه

15. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج21. تهران: دارالکتب الاسلامیه

16. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج64. تهران: دارالکتب الاسلامیه

17.  ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج68. تهران: دارالکتب الاسلامیه

18. ---------. (بی تا). بحارالانوار. ج75. تهران: دارالکتب الاسلامیه

19. معین، محمد. (1371ش). فرهنگ معین.چاپ هشتم. تهران: انتشارات امیرکبیر

20. یوسف کرم. (1962م). تاریخ الفلسفة الحدیثة. دارالمعارف بمصر