نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
Ghasem Bostani[1]
Fatemeh Beheshti[2]
One of the concepts which have been considered to political scientists and scholars in various social-political systems and ideologies is justice, and different votes and opinions have been expressed about basic indicators and features of this concept.
By the advent of intelligible religion of Islam and the specific world view of this school in looking at human and society and also lifestyle of the prophet Muhammad (peace be upon him) and infallible Imams in running this divine world view, we witness special attention of these elites to the specific kind of the justice which has not been experienced in human beings’ history. Such that, the justice is mentioned, not only in social and outer aspect but also in inner aspect, i.e. purification of oneself and personal piety and considered justice as a prelude to reach the social justice.
One of the famous characters of this school in enforcing this importance is Ali, the Amir al-mo’menan, such that, his name has been constantly conjoined justice in human’s history and everyone, even his opponents have acknowledged the obvious features of his justice-seeking.
The purpose of the following article is to recognize the justice’s features in political-thought system of this prominent character, Imam Ali (peace be upon him), by detailed studying of his lifestyle and his valuable statements.
[1] . Shahid Chamran university, Ahvaz, Iran
[2] . MA in sciences of Quran and Hadis
کلیدواژهها English
ظهور دین مبین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی با معرفی شخصیت های برجستهای مانند ائمه معصومین^ به عنوان منادیان و مجریان به
حق این مکتب الهی و معنوی گره خورده است. به گونهای که هرگاه مجالی
برای اجرای قوانین و مقررات دین مبین اسلام در قالب حکومت از سوی ایشان
فراهم گشته است مردم شیرینی و حلاوت آنرا در این دوران به خوبی چشیدهاند. یکی از این مجال های تاریخی به حکومت امام علی× به مدت پنج سال و در کوفه باز میگردد که در این بازه زمانی و تاریخی شاهد اجرای کامل این احکام و قوانین
به دست شخصیتی برجسته و بی نظیر مانند ایشان هستیم. ویژگی های
درونی و معنوی در قالب تقوی،سلوک فردی و در یک کلام تنها توجه به خدا و پروای از او از حکومت مورد اشاره وی حکومتی ساخت که عنصر عدالت به عنوان شاخصه اصلی آن به منصه ظهور نشست. به گونهای که نام علی همواره با عدالت قرین
گشت.
با توجه به سیره نظری و عملی این امام همام شاهد این مهم میباشیم که عدالت در ابعاد درونی (تقوای فردی) و بیرونی (اجرای لوازم تقوی) مورد عنایت ایشان بوده است. اگر مجری عدالت خود از ملکه تقوی و تزکیه نفس برخوردار نباشد آنگاه در اجرای بعد بیرونی آن در اجتماع به بیراهه خواهد رفت. در جای جای حکومت مولی الموحدین این دو بعد به صورت توأمان و قرین یکدیگر بودهاند. با توجه به این ملاک اساسی، عدالت در سیره ایشان شاخصه هایی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مییابد. در حوزه سیاسی که به گونهای مستقیم با حقوق حاکم و مردم مرتبط است شاهد نگاه به حکومت به عنوان وسیلهای برای رشد و شکوفایی مادی و معنوی مردم میباشیم که در این چارچوب زندگی رهبر حکومت در سطح زندگی پایین ترین افراد آن جامعه قرار گرفت. توجه به حقوق انسانی دشمن در جنگ، گماشتن قاضی عادل و آگاه به قوانین در امر قضاوت، دخالت دادن مردم در امر سیاست با مشورت با
آنها و توجه به حقوق آنان و سخت گیری بر بیت المال به عنوان حق الناس در کنار سفارش های فراوان ایشان در قالب نامه هایی به والیان و نمایندگان حکومتی
در حوزه سیاست میباشد. شاخصه دیگر مورد بررسی عدالت اقتصادی به عنوان وسیلهای برای رشد و شکوفایی جامعه مسلمین جهت ایجاد جامعهای توحیدی و الهی در قالب گردش غیر انحصاری ثروت میان کلیه افراد جامعه بود که در این
نوشتار مورد توجه قرار گرفت. دیگر شاخصه مورد بررسی عدالت اجتماعی بود که
به دلیل شمول و گستردگی که دارد میتواند خود رنگ و بویی سیاسی و اقتصادی
نیز بگیرد. رکن اساسی عدالت اجتماعی در سیره و کلام امام، حقوق برابر کلیه
آحاد یک جامعه توحیدی در قالب فصلی مشترک به نام انسانیت میباشد.
در این چارچوب همگان بایستی از حقوق حقه خویش به طور مساوی و بدون تبعیض بهرهمند گردند.
اجرای چنین شاخصه هایی نیازمند به بهره مندی از ابعاد والای معنوی، الهی و تقوا و سلوک فردی میباشد. همیشه افراد گوناگونی در هر لباسی و منصبی به دنبال سنگ اندازی در راه اجرای عدالت و جلوگیری از توزیع عادلانه امکانات مادی و معنوی جامعه بوده و هستند و مقابله با آنان نیازمند خدا خواهی به جای دنیاخواهی در چارچوب عدالت درونی میباشد و این امر به خوبی در حضرت علی× نمود یافت. به گونهای که ایشان هم عادل بود و هم عدالت خواه.
علامه شهید مطهری مینویسد: «براستی علی مرتضی×، مجسمه عدل و نمونه رحمت و محبت و احسان بود؛ و ضربتی که در راه انعطاف ناپذیری از حق و عدالت و دفاع از حقوق انسانها خورد، اگرچه او را آسوده کرد، اما جهان اسلام را تا ابد در مرگ همچو امام عادلی سوگوار ساخت. او تنها عادل نبود، بلکه عدالتخواه نیز بود. بین عادل و عدالتخواه تفاوت است؛ همانطور که بین آزاد و آزادیخواه تفاوت است.» (مطهری، 1358: 3)