تجلی جهان‌بینی اسلامی و حکمت ذوقی در حکمت سینوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

احمد بهشتی[1]
چکیده
این نوشتار نخست، نگاهی کوتاه دارد به لحاظ محتوا و روش به فلسفه مشّاء. آنگاه این سؤال را مطرح میکند که آیا حکمت سینوی عیناً همان فلسفه مشّاء است یا با آن اختلاف دارد؟ با پذیرش اختلاف، این سؤالات مطرح میشود که آیا فلسفه افلاطونی است یا فلسفه نوافلاطونی یا عیناً جهان‌بینی اسلامی است که در آثار شیخ الرئیس در قالب فلسفه تجلی یافته است؟ پاسخ نگارنده این است که متأثر است از جهان‌بینی اسلامی و گرایش است به سوی اشراقیت و گامی آغازین است در راه تأسیس حکمت متعالیه.
 


[1]. دانشگاه آزاد اسلامی ـ استاد واحد علوم و تحقیقات تهران                             

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Epiphany of Islamic worldview and verve wisdom in Avicenian wisdom

چکیده [English]

 
 Ahmad Beheshti[1]
This writing glances firstly Aristotelian philosophy with a view to content and method. Then asks this question that is Avicenian wisdom the very same Aristotelian philosophy or not? If we accept difference between them, these questions will create that is Avicenian wisdom the very same platonic philosophy or neoplatonic philosophy or it is the same very Islamic worldview that has manifested in Avicenna’s works in the shape of philosophy? Writer answers that it is touched from Islamic worldview and it is tendency towards illuminationist philosophy and it is starter step to establishment of transcendent philosophy.
 


[1]- Islamic Azad university, Tehran, Iran  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic worldview
  • Illumination
  • Transcendent philosophy
  • discussion
  • Verve

نتیجه

حکمت سینوی در قالب هیچ یک از فلسفه های رایج افلاطونی و ارسطویی و شرقی و غربی نمی‌گنجد؛ بلکه او فیلسوفی است که قبل از آن که یک فیلسوف باشد، یک مسلمان است و باید او و افکارش را در چارچوب جهان بینی اسلامی مورد مطالعه قرار داد. تأملات او در آیات قرآنی و استشهادی که او در جای جای تصنیفات و آثار خود از آیات و احیاناً احادیث دارد، و نیز سرسپردگی و تسلیم او در برابر مقام شامخ نبوت ختمیه محمّدیه| نشان می‌دهد که او اندیشمندی است که نه عاقل بی دین و نه دین دار بی عقل است، بلکه عاقلی است که دغدغه دین، و دینداری است که دغدغه عقلانیت دارد.

اسلام ناب محمدی| که بوعلی سینا در مهد آن رشد یافته و با تمام وجود سرسپرده و دل باخته آن گشته، منادی عقل گرایی و ذوق گرایی است و عاقلان بی ذوق و ذائقان بی عقل را برنمی تابد و به همین جهت است که رهبر فقید انقلاب اسلامی ـ که هم فقیه و هم فیلسوف و هم عارف بود ـ توصیه می‌کرد که کسی که می‌خواهد عرفان بخواند، باید یک دوره فلسفه خوانده باشد. (بهشتی...)

بوعلی سینا حکمتی که جامع میان بحث و ذوق باشد، حکمت متعالیه نامید. پس حکمت آنهایی که تنها به بحث یا به ذوق اکتفا کرده‌اند حکمت متدانیه است.

اسلام مردم را به دو گروه سنگدل یا کوردل، و روشن ضمیر و بیداردل تقسیم کرده است[i] ( زمر: 39، آیه22) ایمان و اخلاق نیک و عمل صالح قلب انسان را روشنی و صفا می‌بخشد و روح انسان را لطیف می‌کند. با این وصف، عقل هم کار خود را خوب انجام می‌دهد. درمقابل، کفر و فسق و اخلاق فاسد، موجب سنگدلی و تیرگی روح می‌شود. عقل افرادی که به چنین ورطه‌ای روی آورده‌اند، همان عقل چنگیزی و یزیدی و هلاکویی خواهد بود. ابن سینا پایبند عقل رحمانی است نه عقل شیطانی.

 



[i] .  افمن شرح الله صدره للإسلام فهو علی نور من ربّه فویل للقاسیة قلوبهم من ذکرالله اولئک فی ضلال مبین.

 

  1. قرآن کریم.
  2. نهج البلاغه.
  3. ابن سینا. (1910م). منطق المشرقیین. مؤسسه فرهنگی انتشاراتی حیان. چاپ اول. 1375 قاهره: المکتبة السلفیه.
  4. ـــــــــــــــــ   (1371ق). الشفاء، المنطق. ج1. قاهره: المطبعة الامیری.
  5. ـــــــــــــــــ  (1414ق). الشفاء الالهیات. قم: نشر کتابخانه مرعشی.
  6. ـــــــــــــــــ  (1381ش). الإشارات و التنبیهات. تحقیق مجتبی الزارعی. چاپ اول. قم: بوستان کتاب.
  7. بهشتی، احمد. (1354). مقایسه مابعدالطبیعه ارسطو و بوعلی.  رساله دکتری به راهنمایی مرتضی مطهری و دکتر آریان پور.
  8. ـــــــــــــــــ  (1382). غایات و مبادی. قم: بوستان کتاب.
  9. ـــــــــــــــــ  (1386). تجرید. قم: بوستان کتاب.
  10. شرف الدین. (1370). دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج4. چاپ اول. مؤسسه انتشارات حیان.
  11. شرف الدین خراسانی. (1375). دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج7. ص605.
  12. الطوسی، نصیرالدین. (1379ق). شرح الاشارات و التنبیهات. تهران: مؤسسه النصر.
  13. الطوسی، الخواجه نصیرالدین و الرازی، الامام فخرالدین. (1404ق). شرحی الاشارات. منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی.
  14. فروغی، محمدعلی. (1317). سیر حکمت در اروپا. تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علی شاه.
  15. غزالی، محمد. (بی تا). مقاصد الفلاسفه. مقدمه سلیمان دنیا.
  16. کاپلستون. (1375). تاریخ فلسفه. ج1. ص422. ترجمه سید جلال الدین مجتبوی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش.
  17. محی الدین بن عربی. (1946م). فصوص الحکم. به کوشش ابوالعلاء عفیفی. بیروت: دارالکتب العربی.