نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
مسئله مقاله پرسش از چرایی اعلام ختم نبوت و متعاقباً عدم استمرار وجود مرجع واحد اعلام دستورات آسمانی در زمان کنونی با وجود غیبت امام دوازدهم (عجلاللهفرجه) میباشد؛ غیبتی که وقوع آن از علم الهی پنهان نبودهاست. اثر تاریخی اعلام ختم نبوت را در ظهور برداشتهای متفاوت از دین و ظهور گروههای مدعی فهم اصیل مراد الهی را شاهد هستیم. از پاسخ به این پرسش، مواجهه انسان با دین و عقل متخصص در دوران کنونی روشن میشود. ابتدا در این مقاله روشن شد که اصل ختم زمانی نبوت قابل خدشه نیست؛ چراکه به موجب آیه چهلم سوره احزاب ختم نبوت اتفاق افتادهاست و ختم در ختم نبوت به معنای خاتمیت زمانی است و حتی اگر گفته شود به معنای اقرب پیامبران به خداوند است و نه آخرین پیامبر، باز هم به قرینه آیه سوم سوره مائده به ختم زمانی نبوت بازگشت مینماید. اعتباربخشی به قوه عقل از سوی دین بنیان ختم نبوت بودهاست؛ لکن حدود این اعتباربخشی محل اختلافنظر است. اگر بپذیریم که خاتمیت به معنای رجوع انسان به متن آسمانی دین خاتم در همه شؤون عبادی و اینجهانی الیالابد است و ادراک عقل در حد فهم نوبهنوی متن مقدس با وجود قرائن معتبر است، لاجرم همه امور از جمله کشاورزی و طبابت را باید از متن دینی استخراج نمود که این امر با مشکل عدم همراهی دین با عقل متخصص در امور محیطزیست و پزشکی و غیره مواجه است؛ چراکه متونی دینی برای توسعه محیطزیست و کاهش تورم اقتصادی و غیره وجود ندارد. برای حل مشکل، اقبال لاهوری به جایگزینی عقل استقرایی با وحی پس از ختم نبوت قائل میشود که نقد رأی او گذشت. عبدالکریم سروش نیز به حاکمیت وحی الیالابد معتقد میگردد، منتها علاوه بر اینکه تفسیر وحی را با مخاطبین آن در هر دورهای میداند، دین را به حوزه شخصی برده و در حوزه شخصی نیز با ادراکات متفاوت سیال میکند. نقد رأی او مطرح شد. رأی مختار این مقاله نه جایگزین شدن عقل با وحی و نه شخصی شدن دین و رد حجیت مفسران الهی وحی است، بلکه براساس استدلال ارائه شده، حوزه عبادات و غیرعبادات جداست و حاکمیت مطلق وحی در حوزه عبادات بوده و در حوزه غیرعبادات، حاکمیت تصمیمگیری -حسب نصوص دینی- با عقل است و وحی چارچوب را مشخص کردهاست. تفاوت این نظر با نظریه اقبال در این است که با نگاه اقبال در حوزه اقتصاد باید بهترین مدل اقتصاد بشری را انتخاب نمود که بیشترین رفاه و پیشرفت را به ارمغان آوردهاست؛ درحالیکه در نگاه مختار این مقاله، بهترین مدل اقتصاد بشری که رفاه و پیشرفت را به ارمغان آوردهاست و درعینحال چارچوب آزادی و عدالت اجتماعی و اخلاق (حذف ربا و عدم پذیرش ثروت بدون منشأ کار و ارث و هدیه و غیره) را که موردتأکید دین خاتم است رعایت کردهباشد انتخاب میشود. بنابراین علت ختم نبوت نه جایگزینی عقل با وحی بلکه قرارگیری وحی بر کرسی عقل متکامل در عرفیات میباشد و همین امر فلسفه ختم نبوت شدهاست و سبب گردیدهاست وحی در دین خاتم از حالت برنامه به قانون تغییر وضعیت دهد و متعاقباً ماندگار بماند.
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
This article begins by exploring the concept of the "Seal of Walayah" (the foremost Wali, distinct from the last Wali) alongside the interpretation of "the seal of prophethood" (khātam an-nabīyīn). It evaluates the philosophical implications of the conclusion of prophethood concerning its historical ramifications, particularly the rise of opposing factions that assert an understanding of divine will. The discussion focuses on the governance of society during the period following the conclusion of prophethood, critically analyzing competing theories: 1) The imperative to consult the sacred texts of the final religion in all aspects of worship and worldly affairs (such as agriculture and medicine) 2) Mohammad Iqbal's proposition to supplant inductive reasoning with revelation in contemporary time 3) Abdolkarim Soroush's proposition of the perpetual authority of revelation while negating the legitimacy of divine interpreters. The article posits a favored stance: the authority of revelation in worship practices and the supremacy of reason in secular matters, all while respecting the boundaries set by revelation. The author reasons that the lasting nature of the final religion is rooted in this theological viewpoint.
کلیدواژهها English
قرآن کریم