عقل و دین

عقل و دین

حاکمیت عقل متخصص در عصر پایان نزول ادیان؛ آری، خیر، چگونه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه فلسفه، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران،
چکیده
در ابتدا با نگاهی به معنای ختم ولایت (برترین ولی و نه آخرین ولی)، معنای ختم نبوت ‌بررسی می‌شود و فلسفه ختم زمانی نبوت در نسبت با تبعات تاریخی آن (ظهور گروه‌های متضاد و مدعی فهم مراد الهی) موردارزیابی قرار می‌گیرد. در‌این‌راستا در‌مورد اداره جامعه در عصر ختم نبوت در مقاله حاضر با نقد نظریه‌های رقیب: 1. لزوم مراجعه به متن مقدس دین خاتم در همه شئون عبادی و این‌جهانی (ازجمله کشاورزی و طبابت) 2. نظریه اقبال لاهوری مبنی بر جایگزینی عقل استقرایی با وحی در دوره فعلی 3. نظریه عبدالکریم سروش مبنی بر حاکمیت وحی الی‌الابد در عین نفی حجیت سخن مفسران الهی، رأی مختار با استدلال ارائه می‌گردد: حاکمیت وحی در حوزه عبادات و حاکمیت عقل در حوزه غیرعبادات در عین رعایت چارچوب وحیانی. نویسنده استدلال می‌کند ماندگاری دین خاتم بر اساس این نگرشِ دینی بوده‌است.

تازه های تحقیق

 نتیجه‌گیری

مسئله مقاله پرسش از چرایی اعلام ختم نبوت و متعاقباً عدم استمرار وجود مرجع واحد اعلام دستورات آسمانی در زمان کنونی با وجود غیبت امام دوازدهم (عجل‌الله‌فرجه) می‌باشد؛ غیبتی که وقوع آن از علم الهی پنهان نبوده‌است. اثر تاریخی اعلام ختم نبوت را در ظهور برداشت‌های متفاوت از دین و ظهور گروه‌های مدعی فهم اصیل مراد الهی را شاهد هستیم. از پاسخ به این پرسش، مواجهه انسان با دین و عقل متخصص در دوران کنونی روشن می‌شود. ابتدا در این مقاله روشن شد که اصل ختم زمانی نبوت قابل خدشه نیست؛ چراکه به موجب آیه چهلم سوره احزاب ختم نبوت اتفاق افتاده‌است و ختم در ختم نبوت به معنای خاتمیت زمانی است و حتی اگر گفته شود به معنای اقرب پیامبران به خداوند است و نه آخرین پیامبر، باز هم به قرینه آیه سوم سوره مائده به ختم زمانی نبوت بازگشت می‌نماید. اعتبار‌بخشی به قوه عقل از سوی دین بنیان ختم نبوت بوده‌است؛ لکن حدود این اعتباربخشی محل اختلاف‌نظر است. اگر بپذیریم که خاتمیت به معنای رجوع انسان به متن آسمانی دین خاتم در همه شؤون عبادی و این‌جهانی الی‌الابد است و ادراک عقل در حد فهم نو‌به‌نوی متن مقدس با وجود قرائن معتبر است، لاجرم همه امور از جمله کشاورزی و طبابت را باید از متن دینی استخراج نمود که این امر با مشکل عدم همراهی دین با عقل متخصص در امور محیط‌زیست و پزشکی و غیره مواجه است؛ چراکه متونی دینی برای توسعه محیط‌زیست و کاهش تورم اقتصادی و غیره وجود ندارد. برای حل مشکل، اقبال لاهوری به جایگزینی عقل استقرایی با وحی پس از ختم نبوت قائل می‌شود که نقد رأی او گذشت. عبدالکریم سروش نیز به حاکمیت وحی الی‌الابد معتقد می‌گردد، منتها علاوه بر اینکه تفسیر وحی را با مخاطبین آن در هر دوره‌ای می‌داند، دین را به حوزه شخصی برده و در حوزه شخصی نیز با ادراکات متفاوت سیال می‌‌کند. نقد رأی او مطرح شد. رأی مختار این مقاله نه جایگزین شدن عقل با وحی و نه شخصی شدن دین و رد حجیت مفسران الهی وحی است، بلکه براساس استدلال ارائه شده، حوزه عبادات و غیرعبادات جداست و حاکمیت مطلق وحی در حوزه عبادات بوده و در حوزه غیرعبادات، حاکمیت تصمیم‌گیری -حسب نصوص دینی- با عقل است و وحی چارچوب را مشخص کرده‌است. تفاوت این نظر با نظریه اقبال در این است که با نگاه اقبال در حوزه اقتصاد باید بهترین مدل اقتصاد بشری را انتخاب نمود که بیشترین رفاه و پیشرفت را به ارمغان آورده‌است؛ درحالی‌که در نگاه مختار این مقاله، بهترین مدل اقتصاد بشری که رفاه و پیشرفت را به ارمغان آورده‌است و در‌عین‌حال چارچوب آزادی و عدالت اجتماعی و اخلاق (حذف ربا و عدم پذیرش ثروت بدون منشأ کار و ارث و هدیه و غیره) را که مورد‌تأکید دین خاتم است رعایت کرده‌باشد انتخاب می‌شود. بنابراین علت ختم نبوت نه جایگزینی عقل با وحی بلکه قرارگیری وحی بر کرسی عقل متکامل در عرفیات می‌باشد و همین امر فلسفه ختم نبوت شده‌است و سبب گردیده‌است وحی در دین خاتم از حالت برنامه به قانون تغییر وضعیت دهد و متعاقباً ماندگار بماند.

 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The Authority of Specialized Reason in the Era of Conclusion of Religious Revelation; Affirmative, Negative, and How

نویسنده English

Hossein Yazdi
Assistant professor, Department of Philosophy, Islamic Azad University, North Tehran Branch, Tehran, Iran,(Corresponding author),
چکیده English

This article begins by exploring the concept of the "Seal of Walayah" (the foremost Wali, distinct from the last Wali) alongside the interpretation of "the seal of prophethood" (khātam an-nabīyīn). It evaluates the philosophical implications of the conclusion of prophethood concerning its historical ramifications, particularly the rise of opposing factions that assert an understanding of divine will. The discussion focuses on the governance of society during the period following the conclusion of prophethood, critically analyzing competing theories: 1) The imperative to consult the sacred texts of the final religion in all aspects of worship and worldly affairs (such as agriculture and medicine) 2) Mohammad Iqbal's proposition to supplant inductive reasoning with revelation in contemporary time 3) Abdolkarim Soroush's proposition of the perpetual authority of revelation while negating the legitimacy of divine interpreters. The article posits a favored stance: the authority of revelation in worship practices and the supremacy of reason in secular matters, all while respecting the boundaries set by revelation. The author reasons that the lasting nature of the final religion is rooted in this theological viewpoint.

کلیدواژه‌ها English

: Seal of prophethood
modern reason
revelation
sunnah
  1. قرآن کریم

    1. آگوستو بونگه، ماریو، (1395)، فرهنگ فلسفی، ترجمه: علیرضا امیرقاسمی، تهران، اختران.
    2. ابن‌فارس، احمد، (1404)، معجم مقاییس اللغة، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
    3. ابن‌عربی، محیی‌الدین، (1405)، الفتوحات المکیة، تحقیق: عثمان یحیی، قاهره، المکتبة العربیة.
    4. ابوحیان، محمد بن یوسف، (1420)، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر.
    5. بدن، لویی، (1357)، تاریخ عقاید اقتصادی، ترجمه: هوشنگ نهاوندی، ج 5، تهران، مروارید.
    6. خمینی(امام)، روح الله، (1378صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
    7. دهخدا، علی اکبر، (1385)، لغت‌نامه، تهران، دانشگاه تهران.
    8. رالز، جان، (1394)، "عدالت به مثابه انصاف برداشتی سیاسی و نه متافیزیکی"، مجموعه مقالات لیبرالیسم و مسئله عدالت، گردآوری: محمد ملاعباسی تهران، ترجمان علوم انسانی.
    9. سروش، عبدالکریم، (1378بسط تجربه نبوی، تهران، صراط.
    10. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، (1373)، فربه‌تر از ایدئولوژی، تهران، صراط.
    11. طباطبایی، محمدحسین، (1378)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج2و4و 5، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
    12. طباطبایی بروجردی، سید حسین، (1412)، الحاشیة علی کفایة الاصول، ج 1، قم، انصاریان.
    13. طبرسی، فضل بن حسن، (1412)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالفکر.
    14. طوسی، محمد‌بن‌حسن، (۱۴۰۰ق)، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی.
    15. غفوری‌منش، محمد؛ حمیدیان، حمید، (1401)، " نقش عقل در رفتار انسان براساس روایات علوی"، دوفصلنامه عقل و دین، شماره 26 (بهار و تابستان)، 140-127.
    16. فرقانی، بهمن، (1396)، عدالت اجتماعی از منظر لیبرالیسم، تهران، دنیای اقتصاد.
    17. فون هایک، فردریش، (1394)،" ارث آبا و اجدادی عدالت اجتماعی"، لیبرالیسم و مسئله عدالت، گردآوری: محمد ملاعباسی، تهران، ترجمان علوم انسانی.
    18. کلینی، محمد بن یعقوب، (1374)، الکافی، تهران، اسلامیه.
    19. لاهوری، اقبال، (1346)، احیای فکر دینی در اسلام، تهران، مؤسسه فرهنگی منطقه‌ای تهران.
    20. لبویتس، مایکل، (1396)، "مسیر توسعه انسانی سرمایه‌داری یا سوسیالیسم"، سرمایه‌داری یا مسیر توسعه انسانی سوسیالیسم، گردآوری: مسعود امیدی، تهران، گل آذین.
    21. مطهری، مرتضی، (1386)، مجموعه آثار، تهران، صدرا.
    22. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، (1389) ، وحی و نبوت، تهران، صدرا.
    23. معزی ملایری، اسماعیل، (1433)، جامع احادیث الشیعة، بیروت، دارالاولیاء.
    24. منان، پی‌یر، (1400)، تاریخ فکری لیبرالیسم، ترجمه: عبدالوهاب احمدی، تهران، آگه.
    25. مولراوکین، سوزان، (1394)، "عقل و احساس در عدالت اندیشی"، لیبرالیسم و مسئله عدالت، گردآوری: محمد ملاعباسی، تهران، ترجمان علوم انسانی.
    26. نوری خسروشاهی، پریا؛ قهرمان، مهدی؛ مردانی، شهربانو، (1400)، "مطالعه تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و کریشنامورتی در تبیین تفکر و موانع آن"، دوفصلنامه عقل و دین، شماره 25 (پاییز و زمستان)، 71-55.
    27. نوزیک، رابرت، (1394)، "عدالت توزیعی"، لیبرالیسم و مسئله عدالت، گردآوری: محمد ملاعباسی، تهران، ترجمان علوم انسانی.
    28. والزر، مایکل، (۱۳۹۴)، "لیبرالیسم و هنر تفکیک"، لیبرالیسم و مسئله عدالت، گردآوری: محمد ملاعباسی، تهران، ترجمان علوم انسانی.
    29. هانت، دایانا، (1398)، نظریه‌های اقتصادی توسعه، تهران، نشر نی.
    30. Rawls, John, (1999), A Theory of Justice, Oxford university press.