نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
با اینکه در بدو نظر و با توجه به دیدگاه کریشا و علامه (ره) اینطور به نظر میرسد که مرحوم علامه طباطبایی بهطورمطلق موافق تفکر و اندیشه و در مقابل، کریشنامورتی مخالف تفکر و اندیشه است، بعد از تأمل معلوم میشود که هم علامه (ره) و هم کریشنا موافق تفکر و اندیشه هستند؛ ولی تفکر و اندیشه را به دو نوع تفکر و اندیشه صحیح و ناصحیح تقسیم میکنند که نوع اول را تأیید و نوع دوم را رد میکنند. البته دیدگاه علامه و دیدگاه کریشنا در مورد تفکر و اندیشه کاملاً منطبق بر هم نبوده و دارای وجوه اشتراک و افتراق است. ایشان درباره اینکه عدم آزادی در تفکر و تقلید کورکورانه مانع شکلگیری تفکر صحیح هستند اشتراک دارند؛ کریشنامورتی تفکری که کورکورانه و بدون آزادی باشد را نفی میکند که این سخن کاملاً منطبق با اندیشه علامه (ره) در مورد تفکر است. طبق آیهی 191 سوره آلعمران، مراد از تفکر عبادت عظیم و عملی از اعمال به حساب آمده و منظور از آن «یقین» است. در حالیکه کریشنامورتی بعد از اشاره به مراحل اندیشیدن، تفکر را آخرین مرحله دانسته است. البته در تعریفی دیگر، عمل را نتیجهی تفکر دانسته است.
وجه افتراق اصلی عقاید کریشنامورتی و علامه طباطبایی (ره) در مورد تفکر این است که با استنادات قرآنی و روایی، تفکر تحت هدایت عقل، ارزشمند است؛ اما کریشنامورتی مشاهده، تماس و احساس را عامل اصلی ایجاد تفکر میداند و نیز تفکر را با مغزی بدون کوشش معتبر دانسته و در تبیین مسئله تفکر، بحثی از عقل نکرده است. ولی در آثار علامه طباطبایی، چنین فرایندی برای فکر به چشم نمیخورد. ایشان با استناد به قرآن هدف از تفکر را (که در کنار واژههای تدبر و تعقل به کار میبرد) «معرفت الله» معرفی کرده و تفکر را به عنوان بال پروازی برای انسان در جهت رهایی از محسوسات و نیل به ماورای طبیعت میداند. در حالی که در اندیشه کریشنایی چنین قیدی در این مورد به چشم نمیخورد. علامه (ره) طریقهی تفکر منطقی و صحیح را از غیر اهل تقوا و پیرو دین نفی کرده (طبق آیه 2 سوره طلاق) و بین انسان مؤمن و کافر تمایز قائل شده است؛ در حالیکه کریشنامورتی تمایزی در این میان قائل نشده ولی بین اندیشه صحیح و صحیح اندیشیدن تفاوت قائل شده و اندیشه صحیح را نفی کرده و صحیح اندیشیدن را تأیید میکند.
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Thinking is among the main concepts recommended in Holy Quran as well as hadith books. On the other hand, the same words are abundantly used in Jido Krishnamorti works with a different perspective. Now the question is whether the two thinkers, Allameh Tabatabaee and Krishnamorti, share the same ideas on the issue or they have differences. For this research, descriptive–analytical methods have been used by studying the works of Allameh Tabatabaee and those of Krishnamorti. At first, Allameh looks absolutely supporting of thinking. On the other hand, Krishnamorti seems to be against it, but deep study shows that both Allameh and Krishna are in agreement about thinking. Both have somehow divided it into right and wrong and approved the former and rejected the latter. It should be noted that their views on thinking are not completely the same.They have similarities and differences.
کلیدواژهها English
قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.