نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی،دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران

2 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی،دانشکده الهیات و معارف اسلامی و مدرس دروس معارف اسلامی،دانشگاه تهران،تهران،ایران(نویسنده مسئول)

3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی،دانشگاه تربیت مدرس،تهران،ایران

چکیده

چکیده

عقل و به‌تبع آن، فلسفه به‌عنوان نماد عقل‌گرایی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شکل‌گیری معرفت دینی در رابطه دوسویه عقل و نقل است.در این میان علامه طباطبائی با احصاء راه‌های معرفت دینی به،وحی،عقل،کشف و شهود قلبی، با به‌کارگیری این سه سعی در ایجاد رویکردی اتحادی در حوزة معرفت دینی داشته است.لیک استاد حکیمی با طرح بحث تفکیک و همچنین ابداع اصطلاحاتی چون عقل خود بنیاد دینی و عقل دفائنی، در پی القای بی‌نیازی متون دینی از فهم فلسفی است. این مقاله با روش کتابخانه‌ای و مقایسۀ آثار این دو به بررسی موضوع پرداخته است که یافته‌ها، حاکی از عدم تناظر دو دیدگاه و روش اتخاذی آنان است و هرچه طباطبایی را شخصی فیلسوف و عامل به فلسفه در طریق معارف دینی می‌بینیم،حکیمی را در حال ستیز و گریز از فلسفه می‌یابیم. به‌گونه‌ای که حکیمی با تأکید بر خودکفائی و حجیت ظواهر متون دینی،هرگونه کنکاش فلسفی در متون دینی را مردود می‌داند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Rationalism and philosophy in the religious knowledge of Allameh Tabatabai and Ustad Hakimi

نویسندگان [English]

  • alimohammad ghahremani 1
  • Ahmad Beheshti 2
  • Mohammad saeedimehr 3

1 PhD Student in Islamic Philosophy and Theology, Faculty of Law, Theology and Political Science, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran

2 Professor, Department of Islamic Philosophy and Theology, Faculty of Theology and Islamic Studies, and Lecturer in Islamic Studies, University of Tehran, Tehran, Iran (Corresponding Author)

3 Assistant Professor, Department of Islamic Philosophy and Theology, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

چکیده [English]

Wisdom, and consequently, philosophy as the symbol of rationality, is one of most important components of the formation of religious epistemology in the bilateral relationship of wisdom and narration. In this regard, enumerating revelation, wisdom, and heart intuition and discovery as means to religious knowledge, and using these three, Allameh Tabataba'i has tried to create a unitary approach in the area of religious knowledge. But, introducing separation and inventing terms like self-founded religious wisdom and treasured wisdom, Mr. Hakimi tries to imply independence of religious texts from philosophical understanding. It is attempted to study this issue through a library method and a comparison of the works of these two. Findings indicate a lack of correspondence between the two viewpoints and the approaches taken. Hakimi is found to fight and avoid philosophy as much as Tabataba’i is found to be a philosopher and practitioner of philosophy in the area of religious teachings, such that Hakimi emphasizes self-efficacy and argumentation of the appearances of religious texts and rejects any philosophical inquiry in religious texts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tabataba&rsquo
  • i, Hakimi, wisdom, philosophy, self-founded wisdom