Document Type : Original Article
ائمه بزرگوار ما به جهت این که با عالم معنا آشنا بودند، سخنان آنان نیز روگرفت همان واقعیات غیبی و واقعی است. عباراتی که در قالب دعا از این گنجینههای علم، به دست ما رسیده است، فرصت خوبی است تا سر از سرای مادی بیرون آورده و به حقایق هستی نظر کنیم. صحیفه سجادیه که از این گنجینههای ارزنده به شمار میرود، مشتمل بر ظرافتها و دقایقی است که عقل بشری را شگفتزده میکند. یکی از این تعبیرات عمیق و پر محتوا، استخدام واژه فقر توسط حضرت سجاد× است که حکمای اسلامی با تاملات فلسفی و عرفای مکتب اسلام با سیر و سلوک، پرده از ژرفای معنوی آن بر گرفتهاند.
فقر به معنای ناداری و احتیاج است و به همین جهت کسی که ستون فقرات نداشته باشد، قوام و ایستادگی ندارد. از سوی دیگر هستی هر کسی از ناحیه هستی بخش اوست و اگر ذات حق افاضه نفرماید، چیزی در میان نخواهد بود؛ یعنی هرچیزی سراسر وجودش نیاز به خداست. این مطلب در فلسفه و به خصوص حکمت متعالیه برهانی شده است. بدین معنا که معلول در هستی خود به علت حقیقی نیازمند است، زیرا تنها هستی و وجود اصالت دارد و این هستی تمام حقیقت معلول را تشکیل میدهد؛ یعنی معلول در تمام هستی و ذات خود عین نیاز است؛ زیرا قبل از افاضه هستی، چیزی نبوده تا نیازمند باشد. پس در حدوث و بقا، عین نیاز و فقر به ذات هستی بخش است. این همان فقر وجودی است که امام سجاد× در دعای صحیفه سجادیه، از این طریق، با هستی بخش خود راز و نیاز میکند. آن حضرت در مقابل ذات حق خود را فقیرترین موجودات معرفی میکند؛ یعنی در تمام ذات و هستی خود، به مرکز هستی وابسته، بلکه عین وابستگی و تعلق است. به این معنا که هرچه انسان وابستگی خود را به منشأ هستی بیشتر کند، از غنای بیشتری برخوردار خواهد بود. به همین جهت پدر گرامی آن حضرت، حضرت سید الشهدا× نیز به محضر خداوند عرض میکند نه تنها در ناداری، بلکه در غنای خود به او محتاج است.
فقر ذاتی و وجودی، انواع دیگر فقر، مانند فقر مالی را نیز در بر میگیرد؛ زیرا کسی که در ذات و هستی خود وابستگی دارد، در عوارض و متعلقات وجودی خود نیز وابسته به غیر است.
ـ قرآن کریم.
18. ملاصدرا، صدرالدین محمد شیرازی. (1380).الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة، ج2، تصحیح، تحقیق و مقدمه: دکتر مقصود محمدی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.