Document Type : Original Article
معلوم شد که قلب و فؤاد به معنای همان عضوی است که صنوبری شکل است و جای آن، سینه است.
و نیز معلوم شد که نفس یا روح انسان، در درجه اول به قلب یا روح بخاری برانگیخته از قلب تعلق مییابد و از طریق آن بر مغز، و از طریق مغز بر سایر اعضا تسلط مییابد، و حاکمیت و فرمان روایی خود را اعمال میکند. به خاطر همین است که در قرآن حالات مختلف نفس یا روح به قلب نسبت داده میشود.
چشم و گوش و سایر حواس، ابزار نفس یا قلب میباشند، ولی عقل ابزار قلب نیست؛ چرا که قرآن برای آن، ابزاری معرفی نکرده، بلکه آن را به خود قلب نسبت داده است. به همین جهت است که اگر قلب نورانیت و صفا یابد، عقل هم نورانیت و صفا مییابد.
کارهایی که قلب از طریق ابزارهای حسی انجام میدهد، مربوط به خود قلب است، و به همین جهت است که انسان هنگامی که خواب میبیند، بدون استفاده از ابزار گوش و چشم، صداهایی را میشنود و چیزهایی را میبیند، و حتی بدون استفاده از زبان سر تکلم میکند.
بنابراین، شنیدن و دیدن و گفتن و فهمیدن و فکر کردن و تعقل همه کار نفس است؛ هر چند که در حالت عادی برای اکثر آنها از ابزار و واسطه استفاده میکند.
حس مشترک یکی از ابزارهای نفس است. در حالات عادی حس مشترک از حواس ظاهری دریافتهایی دارد که به خیال و قوای برتر و مخصوصاً عقل میدهد. ولی گاهی دریافتهای عقلی و وهمی و خیالی به حس مشترک میآیند و حواس ظاهر آنها را ادراک میکنند
قرآن کریم