Document Type : Original Article
آن چه در این نوشتار از بررسی آراء ابن سینا در مباحث مرتبط با اراده و فاعلیت الهی به دست آمد این است که:براساس قاعده ی «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الی ما بالذات» اراده نیز همچون دیگر اوصاف وجودی مانند علم و قدرت باید در واجب الوجود بالذات باشد تا در غیرواجب یافت شود، پس اراده حق تعالی ذاتی است و بر اساس دیدگاه اتحاد مصداقی صفات ذاتی با یکدیگر و با ذات ،اراده در واجب تعالی در مرتبه ذات و به تبع همان علم ذات به ذات حاصل است. این که در انسان صورت علمیه چیزی جز اراده است به خاطر این است که گاهی علم دارد ولی اراده ندارد و این که در انسان قدرت سرچشمه ای غیر از علم دارد به دلیل نیاز نفس در فعل خود به ماده است، ولی در واجب چنین نیست؛ همه آن چه در یک فعل ارادی لازم است در مرتبه ذات موجود است. از سوی دیگر واجب الوجود که ذات خود را علی ما هی علیه یعنی به عنوان کمال محض و مبدأ هر کمال تعقل میکند، نظام احسن منبعث از ذات را نیز تعقل میکند(نظریه عنایت) و چون به ذات کامل خود ابتهاج دارد، به تبع، نظام احسن نیز مطلوب اوست و مطلوب بودن یعنی فیضان آن نظام از او. عنایت الهی علم است از آن جهت که به نظام خیر تعلق گرفته و اراده است از آن جهت که خیر مطلوب به ذات است. فاعلیت در واجب، وجودی و بالعنایه است و سریان وجود از واجب الوجود به محض تعقل او از ذات خویش به عنوان مبدأ هر خیر از عالی ترین تا نازل ترین مراتب هستی جاری میشود.