Document Type : Original Article
در میان تقسیماتی که از عصر فلاسفه یونان تا امروز به دست ما رسیده، تقسیمی نیافتیم که به جایگاه انسان و علوم انسانی توجهی که در خور آن هاست، مبذول کرده باشد.
ما معتقدیم که علوم غیرانسانی سر و کارشان با جوهر بی جان و کم و کیف و اعراض دیگر است؛ از این رو مقام و مرتبه آنها بعد از علوم انسانی است؛ ولی علوم انسانی با موجودی سر و کار دارند که خدای متعال همه آن چه در زمین و آسمان آفریده، برای خاطر او تسخیر کرده است. بنابراین، ارزش علوم انسانی به همان اندازه ارزش خود انسان است.
در میان علوم انسانی، فلسفه را باید اصل و ریشه و به منزله مادر بشناسیم، زیرا فلسفه ـ آن هم فلسفه راستین الهی ـ است که جایگاه و موقعیت انسان را میشناساند، و به او میگوید که کیست و چیست و از کجا آمده، و به کجا میرود. اگر از این فلسفه چشم بپوشیم، همه علوم و ـ مآلاً ـ خود انسان در مزبله سکولاریسم سقوط میکنند.
ـ قرآن.
10. ــــــــــــــــــــــــ. (1391ق). المیزان فی تفسیر القرآن. ج19. تهران: دارالکتب الاسلامیه.