Document Type : Original Article
از نظر اخلاق هر انسان اخلاقمندی خود را نسبت به ادای چهار حق، مکلف و مسئول میشمارد: حق خدا، حق خویشتن، حق جهان، و حق انسان های دیگر.
عدالت اخلاقی، یعنی رعایت حقوق چهارگانهٔ فوق، به طور دقیق و کامل.
از آن جا که انسان دارای سه قوهٔ نفسانی شهویه و غضبیه و نطقیه است، باید این قوا از افراط و تفریط حفظ کند، و آن ها را همواره در حد وسط و متعادل نگاه دارد. از حفظ تعادل این قوا، عدالت اخلاقی پدید میآید.
عدالت اجتماعی یعنی رعایت حقوق افراد جامعه که در قوانین و مقررات جزائی و مدنی یک ملت و یک مملکت، مدون شده است.
کسی که از عدالت اخلاقی برخوردار است، قطعاً از عدالت اجتماعی و قانونمندی نیز برخوردار است. چنین کسی در خلوت و جلوت، حقوق چهارگانه را رعایت میکند، و اگر تخلف کند، گرفتار ملامت وجدان میشود. به علاوه، عشق به پاکی و صفا او را به درجهای از کرامت نفسانی میرساند که هرگز به خود، اجازهٔ تخلف نمیدهد و گرفتار سرافکندگی وجدانی نمیشود. وجدان پاک و سالم دریچهای است برای ارتباط انسان باخدای متعال.
کسانی که به درجهٔ مکارم اخلاقی میرسند، به تعبیر روایات از احرارند و اگر از پلیدی ها میگریزند، و به نیکی ها روی میآورند، نه از ترس عقاب است و نه به طمع ثواب. این همان عدالت ناب اخلاقی است. عدالت اجتماعی ممکن است از راه ترس و طمع باشد؛ اگر از روی ترس است، بردگی و اگر از روی طمع است، بازرگانی است.[i] (نهج البلاغه، حکمت229).
[i] . إنّ قوماً عَبَدوُا اللهَ رَغبَةً فَتِلکَ عِبادة التّجارِ واِنّ قَوماً عَبَدوُا اللهَ رَهْبَةً فَتِلک عِبادة العَبیدِ وَاِنّ قوْماً عَبَدوُا اللهَ شُکراً فَتِلک عِبادة الاَحرارِ.