Document Type : Original Article
نتیجهگیری
1- مسلمانان در مواجهه و روبرو شدن با پیروان سایر ادیان، به پاسخگویی شبهاتی که آنان علیه معارف اسلام مطرح مینمودند، اقدام مینمودهاند.
2- معتزله، ازجمله فرق اسلامی بودند که در مواجهه با مخالفین اسلام، به دفاع از آموزههای اسلامی پرداخت.
3- مواجهه معتزله با مسیحیت و مسیحیان از دورههای مهم تاریخ کلام اسلامی است؛ زیرا معتزله بهعنوان یک فرقه کلامی، تعامل فعالی با مسیحیت و پیروان سایر ادیان داشتند.
4- معتزله دربرابر پیروان مسیحیت، که علیه تعالیم اسلامی مخالفت و شبههورزی میکردند، با روشی عقلی و استدلالی به دفاع از آموزههای اسلامی میپرداختند.
5- استفاده معتزله از روش عقلی به این جهت بود که مسیحیان با فلسفه یونانی آشنا بودند و در مباحث خود از برهان و استدلال استفاده مینمودند. معتزله نیز با همان روش به مبارزه با آنان میپرداختند.
6- برخی مستشرقین، چون کرمر، بکر و ولفسن مسائل کلامی مانند بحث آزادی و جبر انسان و... را متأثر از نفوذ تفکر مسیحی میدانند، اما این مطلب صحیح نیست؛ چراکه ردّپای مباحثی نظیر آزادی اراده، را میتوان در خود قرآن یافت. بنابراین نمیتوان گفت که معتزله در این گونه مباحث از مسیحیت تأثیر پذیرفته و مقلّد محض بودهاند.
7- مواجهه معتزله با مسیحیت و عقاید مسیحیان، مواجههای تحقیقی و غیرمقلدانه بوده است. آنان در بعد نظری، کتابهای ردّیه علیه مسیحیان مخالف اسلام نوشتند و در بعد عملی به بحث و مناظره با آنان پرداختند.
8- چنین مواجهه فعالی موجب پرورش و رشد آراء معتزله و تقویت و بالندگی کلام اسلامی شد و سبب گرایش افراد زیادی از پیروان سایر ادیان، به اسلام شد.