Document Type : Original Article
Subjects
نتایج حاصل از این جستار این است که اشاعره و پیروان حکمت متعالیه در مقام ثبوت، در توحید افعالی هم عقیده هستند؛ لکن در مقام اثبات اشاعره قائل به نظریه کسب شدهاند تا نقشی هرچند اندک به اراده انسان در ایجاد افعال خویش بدهند و بتوانند معصیت و شرور انسان را به خود وی نسبت دهند. بااینحال هرگز کسب، موجب استقلال فعلی انسان یا تأثیر ایجادی او در نظام عالم نمیگردد. پیروان حکمت متعالیه، فعلیت الهی را در رأس سلسله طولی علل فاعلی دانسته برای انسان نقشی بیش از اراده نظریه کسب قائلند. در این دیدگاه، انسان فاعل قریب و خالق افعال خویش است. قضاوقدر در رویکرد اشعری سرنوشت معینشده موجودات است، پس انسان نقشی در ایجاد سرنوشت خویش ندارد. درحالیکه قضاوقدر امامیه همان نظام علت و معلولی حاکم بر هستی است و انسان کاشف آن است نه مخترع آن و با اختیار خویش میتواند از این نظام بهرهمند یا متضرر گردد. درنهایت نتیجه ثبوتی این دو رویکرد در فاعلیّت انسان این است که از منظر اشاعره انسان فاعلیّت ایجادی ندارد و جزا و پاداش هر موجودی تنها متأثر از خواست خداوند است، بدون هیچگونه دلالت عقلی. لکن پیروان حکمت متعالیه معتقد به فاعلیّت ایجادی برای انسان هستند و معتقدند نظام جزا و پاداش به دلالت عقلی مطابق با وعد و وعید خداوند در قرآن و متناسب با اعمال انسانها است. پاسخ اشکال اشاعره به این دیدگاه که فعل واحد را نمیتوان به دو اراده مستند نمود، یا معذور قبول شریکالباری این است که استناد فعل واحد به اراده دو فاعل اگر دو فاعل در عرض هم باشند و بهیکاندازه مؤثر در ایجاد فعل باشند، محال است. لکن چنانچه دو فاعل در طول یکدیگر باشند، استناد فعل به دو فاعل در طول هم بلااشکال است.
قرآن کریم