Document Type : Original Article
Subjects
علامه طباطبایی بحث اعتباریات را به دین تسرّی داده و معتقد است آنچه که دین متعرض بیان و شرح آن میشود از معارفی که متعلق به مبدأ است و از احکام و معارفی که متعلق به این عالم دنیوی است همه آنها به زبان اعتبار بیان شده است؛ زیرا احکام در ظرف مسائل مربوط به زندگی اجتماعی قابل طرح است. اعتباری دانستن دستورات دینی و احکام الهی قابل خدشه است. دین، جعل و تنظیم اسرار تکوینی و طبیعی مسیر تکاملی انسانی است که بر طبق ناموس آفرینش و متن حقیقت و واقعیت بوده و صراط مستقیم الی الله است. تشریع سِرّ و باطن تکوین بوده و دستورات الهیه و جمیع احکام فقهی و شرعی از حلال و حرام و واجب و مستحب و مکروه از متن تکوینیات برخاستهاند. با دقت در آیات قرآن روشن میگردد کتابتی که خداوند متعال در قرآن از آن سخن به میان میآورد در تکوین و تشریع بر یک سیاق واحد بوده و هیچگونه تفاوتی ندارد که همان قضای حتمی و امر محتوم عینی وجودی لایزالی است و چنان که از آیه شریفه «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین» (اعراف/ 54) مستفاد است امر هم در عداد عالمین قرار دارد و همان لام ملکیتی که خداوند متعال برای خلق بکار برده عیناً همان ملکیت بدون هیچ گونه تغایر و تفاوتی برای امر هم بکار رفته است؛ لذا همانطور که خلق و تکوین امور حقیقیه هستند امر و تشریع هم امور حقیقیه میباشند. در کتب عرفانی از قرآن کریم به کشف تام محمدی یا کشف اتمّ محمدی تعبیر میشود که پیامبر (ص) مؤید به روح القدس بوده و توانایی آن را دارد که دین الهی را از باطن تکوین کشف نماید و چون دستورات دینی امر محتوم عینی وجودی هستند، شارع و مشرع فقط خداوند متعال بوده و پیامبر (ص) تنها مأمور به ابلاغ و انذار و بشارت است. از دیگر سو حقیقت اراده الهی همان علم حق تعالی است. مرید و عالم بودن حق تعالی امری واحد بوده و اراده و علم حضرت حق با هم عینیت داشته؛ چنانکه این دو با ذات او عینیت دارند. اگر برای خداوند متعال در فعلش قصد زائدی یا غرض و شوق و طلب طاعت و ثناء و مدح و امثالهم باشد در آن صورت از تمامی جهات غنی و بینیاز نیست؛ لذا جز ذات مقدسش برای او جلّ شأنه غرض دیگری یا اراده زائدی یا داعی و مرجّحی خارج از ذات قابل تصور نیست، زیرا به احتیاج و نیازمندی او برخواهد گشت.
قرآن کریم
________، (1391)، تعلیقه بر حکمة الاشراق، تهران، حکمت.