Document Type : Original Article
Subjects
نتیجهگیری
الف- تربیت صحیح، زندگی را بر انسان آسان مینماید و تفکر، تعقل و آزادی عمل انسان همواره باعث گردیده که اندیشمندان با توجه به گرایشهای فکری و یافتههای ذهنی خود نظرات متفاوتی از تربیت را ارائه دهند.
ب- عدم تجمیع نظرات، به علت اختلاف در مبانی و سلیقهها باعث گردیده، هرکدام از نظامهای تربیتی بهطور جداگانه و یا بهاصطلاح جزیرهای، بشر را به سمتوسوهای مختلف سوق دهند. غافل از اینکه اشتراکات مکتب اسلامی و بشری میتواند بسیاری از نابسامانیهای و فاصله بین این دو مکتب را به حداقل برساند.
ج- در دیدگاه علامه طباطبایی، نظام تربیت اسلامی به همه ابعاد وجودی انسان از جمله جسم و روح توجه و برنامه تربیتی خاص خود را ارائه داده است، اما نظام تربیت بشری به علت اینکه به عواملی چون فطرت، قلب، عالم پس از مرگ و همچنین ابعاد مختلف روح انسان مانند نفس نپرداخته و یا آن را مبنا قرار نداده، نظامی ناقص است.
د- هدف نظام تربیت اسلامی در دیدگاه علامه، سعادت و بهتر زیستن در دنیا با نگاه به عالم پس از مرگ است. بنابراین نظام تربیت بشری با توجه به نقص آن نمیتواند جوابگوی بسیاری از نیازهای بشر باشد و سعادت او را تحقق بخشد.
ه- این پژوهش توانست با استفاده از مشترکاتی چون عقل، پویایی و ضرورت نیاز به تربیت، جهت کمالیافتگی که در هریک از دو مکتب (اسلامی و بشری) به نحوی مشاهده میشود، بین این دو نظام تربیتی با استفاده از دیدگاه علامه طباطبایی و به شکل زیر تعامل ایجاد کند. برای رسیدن به این مقصود دیدگاه علامه طباطبایی و همفکران او (در مورد نظام تربیت اسلامی) اصل قرار گیرد و هویت نظام تربیت بشری بهطور اعم سامان یابد. توضیح بیشتر اینکه مبانی کلان نظام تربیت اسلامی که بر پایه عقل، قلب، فطرت، روح، عالم پس از مرگ و معرفی الگوی برتر (سیره و سنت نبوی) استوار است، معیار نظام تربیتی قرار بگیرد و ایدههای عملی، تجربی، انسانی و رفتاری نظام تربیت بشری کاربردی و سامان یابد.
قرآن کریم
نهجالبلاغه
دهخدا، علی اکبر، (1377)، لغت نامه، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.