Document Type : Original Article
در مقایسه دیدگاه این دوفیلسوف بایدبیان کرد که تجربه دینی با توجه به بستر فرهنگی و رویش آن در جهان غرب و اسلام رویکردی کاملاً متفاوت دارد. اساس دین ما را برهان و دلیل و تعقل تشکیل می دهد در صورتی که در غرب اساس دین، تجربه دینی است که بر پایه احساس استوار است نه معرفت و تعقل و تفکر. و حتی از دیدگاه شلایرماخر همیشه تجربه دینی علت باورهای دینی است (تقدم وجودی تجربه دینی بر باور دینی) در حالی که در مکتب اسلام و از دیدگاه استاد بهشتی انسان در حال انجام مناسک و عبادات ممکن است تجربه دینی را از سر بگذراند بنابراین باورهای دینی در اکثر موارد از نظر استاد بر تجربه دینی تقدم دارد.
در باب شباهت ها باید گفت که هر دو فیلسوف تجربه دینی را در اثبات باورهای دینی معتبر می دانند. البته شلایرماخر راه افراط پیموده و عقل و براهین فلسفی را نادیده انگاشته و معتقد است که آموزه های دینی را باید نفی نمود ولی استاد بهشتی در کنار تجربه دینی اهمیتی خاصی برای ادله عقلی و براهین فلسفی در اثبات باورهای دینی قائل است و توجه بیشتری به ادله عقلی و براهین فلسفی در اثبات باورهای دینی دارد. ضمن اینکه به نظر استاد، دین آگاهی از امرمتعالی است وتجربه دینی راه یافتن وسرسپردگی در برابر آن امرمتعالی است. قرآن این امر متعالی را خدا معرفی می کند و تجربه دینی موجب آرامش انسان می گردد.
جان فدای تو که هم جانی و هم جانانی
هر که شد خاک درت رست ز سرگردانی
پس شایسته است که کام جان از این سرچشمه فیاض ( تجربه دینی) سیراب گردد.
بهشتی، احمد، (1387) ، تأملات کلامی و مسائل روز، تهران: انتشارات اطلاعات.