Document Type : Original Article
حال سخن بدین نکته رو میکند که آیا میتوان در تأملات دینی، هر قیاس و برهانی که نقطه عزیمت خویش را دنیای مادی قرار میدهد، هم مسلک با جریان سکولار در جهان مدرن دانست؟ قدر مسلّم، پاسخ منفی است چرا که عرفی کردن دین به معنای امروزی آن، لوازم و تبعاتی دارد که در موارد مذکور تحقق پیدا نکردهاند.
در توضیح لوازم و تبعات سکولاریزه کردن دین، به عنوان نمونه میتوان به تساوی حقوق زن و مرد در جهان مدرن اشاره کرد.
در ماده شانزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) آمده است: «مرد و زن در ازدواج، در مدت زناشویی و در فسخ آن از حقوق مساوی برخوردارند». یا در ماده سوم میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی مصوب 1966 آمده: «دولتهای طرف این میثاق متعهد میشوند که تساوی حقوق زنان و مردان را در استفاده از حقوق مدنی و سیاسی پیش بینی شده در این میثاق تأمین کنند و در ماده بیست و سوم آن آمده: «دولتهای طرف این میثاق تدابیر مقتضی به منظور تأمین تساوی حقوق و مسؤولیتهای زوجین در مورد ازدواج در مدت زوجیت و هنگام انحلال آن اتخاذ خواهند کرد». همچنین در ماده اول اعلامیه جهانی رفع تبعیض از زن مصوب 1975 مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصریح شده است: «تبعیضاتی که متکی به جنسیت باشد و بالنتیجه مانع برقراری حقوق متساوی برای زنان و مردان گردد و یا این تساوی را محدود کند، امری است غیر عادلانه و تجاوزی است که به حریم شأن و مقام انسانیت وارد میشود.» (کدیور: 1386: 98 ـ 97) در اسلام در عین اذعان به تساوی و برابری زن و مرد، با توجه به تفاوتهای روحی و جسمی آن ها، حقوق متفاوتی برای ایشان در نظر گرفته شده است و از این لحاظ میان احکام اسلام و موادی از اعلامیههای جهانی حقوق بشر تعارض وجود دارد. یک متفکر سکولار در برخورد با چنین مسئله ای، آن دسته از احکام اسلام را که در تعارض با قوانین دنیای مدرناند، متغیر و موقت و مربوط به زمان صدر اسلام تلقی مینماید و حکم به تعطیل یا اصلاح آنها به منظور سازگاری با قواعد جامعه بین الملل میدهد. او معتقد است باید از اسلام سنتی و تاریخی عبور کرد و به اسلام معنوی قدم نهاد و لازمه این گذر، بازشناسی احکام ثابت از متغیر و در نتیجه، حذف یا تغییر احکام متغیر برای هم خوانی با دنیای مدرن است.[i]
در صورتی که نیک میدانیم نه رجوع به عرف و سیره عقلا در فقه چنین معنایی دارد و نه اتکاء مقدمات براهین جهان شناختی بر دنیا و عالم ممکنات.
بنابراین باید اذعان کرد که بنای برهان اجتماعی ابن سینا بر حیات اجتماعی انسانها و به بیان دیگر، وابستگی مقدمات برهان او به زندگی دنیایی انسان نیز، هیچ گونه شباهت و ربط معنی داری با جریان سکولاریزم و عرفی ساختن دین ندارد.
[i]. برای بحث تفصیلی در این مورد رجوع کنید به: حق الناس (اسلام و حقوق بشر)؛ محسن کدیور؛ 1386: صفحات 34 ـ15.
ar=all style='page-break-before:always;mso-break-type:section-break'>
ـ قرآن.
صفحات 7 تا 26