Document Type : Original Article
با توجه به دو دیدگاهی که از کییرکهگارد و صدرالمتالهین پیرامون حقیقت ایمان مورد بررسی قرار گرفت میتوان از مقایسه آنها نتایج زیر را به دست آورد:
نقد کتاب مقدس و ناسازگاری برخی آموزههای مسیحی با عقلانیت باعث شد که ایمان مسیحی دچار تزلزل شود. به همین خاطر کییرکهگارد در چاره اندیشی خود به جای حل مسئله به حذف آن مبادرت میورزد و ایمان را با عقلانیت قابل جمع نمیداند. ملاصدرا که به حقانیت اسلام و اعتبار قرآن و قابل دفاع عقلانی دانستن آموزههای آن باور عمیق دارد، ایمان را با تعقل قابل میداند.
1. کییرکهگارد به ادله خود برای اثبات ایمانگرایی التزام عملی ندارد و با تکیه به استدلال عقلی به اثبات ناسازگاری ایمان با خردورزی میپردازد، اما صدرالمتالهین در آثار فلسفی و کلامی خود نشان میدهد که پایبند به ادعای خویش است و در کنار شهود باطنی به براهین عقلی در جهت تحکیم ایمان دینی نیز میپردازد.
2. ملاصدرا به ابعاد معرفتی، عقلانی و شهودی ایمان حقیقی توجه شده است؛ اما در ایمانگرایی به بُعد عاطفی و احساسی ایمان حصر توجه شده و بُعد معرفتی و عقلی آن مغفول مانده است. حق این است که شورمندی ایمان با خردورزی و معرفت عقلانی قابل جمع است؛ بلکه به استحکام و تثبیت آن نیز کمک میکند.
3. داستان ذبح فرزند توسط حضرت ابراهیم× به روایت تورات، شاهدی بر مدعای ایمانگرایی کییرکهگارد تلقی نمیشود؛ زیرا او فراتر از تورات داوری کرده و باور افراطی خود را با این استشهاد نادرست در معرفی ایمان و ناسازگار نشان دادن آن با عقل و استدلال عقلی بروز داده است. از آن طرف، صدرالمتالهین در تلاش است که فراتر از شواهد قرآنی که برای بیان تلازم ایمان حقیقی با عقل و استدلال عقلی نرود.