Reason and Religion

Reason and Religion

Relation between Soul and the Body, in Knowing and Act, from the Beginning of life up to Death

Document Type : Original Article

Authors
1 Department of human sciences, Islamic philosophy and theology, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Full professor, Islamic philosophy and theology, Islamic Azad University, Tehran, Iran, (Corresponding author),
Abstract
Human being has two existential dimensions, body and soul. In other words, they are the physical and the metaphysical things. The soul is considered as the first perfection of the body. This is the perfection on which the humanity of the mankind depends on. That is, without the soul, man will be nothing but a lifeless inanimate object. Therefore, the most important aspect of human existence is his/her soul. Furthermore, the soul is related to the body and there is no doubt that the soul relates to the body. That relation of the soul is managing the body, not immanentistic. The soul is self-conscious and perceives its own existence in a self-evident way. The body is the carrier of the soul. As long as the soul needs the body, it manages the body and when the powers and talents of the soul are actualized, the soul abandons the body. Death means the beginning of a new movement towards another destination. What causes the life is not the cause of death; rather, what causes the death is the cause of life. After the worldly life, death comes. Worldly death is a precursor to life in Barzakh (i.e. purgatory life: the period between death and resurrection) and the death in Barzakh is a precursor to life in the hereafter. In all these stages, the soul is the managing master of the body, both the worldly body and the one in purgatory life; And according to Sadra's accurate explanation, it is the carrier of the body. In this study, a descriptive analytical method is employed in order to deal with the relationship between the soul and the body.
 

Highlights

نتیجه­­گیری

نفس، نفخه‌ای از روح الهی است. نفس برای بدن آدمی کمال اول است. با این کمال اول است که انسان انسان می‌شود. از این پس نوبت به کمالات ثانیه می‌رسد. در وجود نفس نمی‌توان تردید کرد. نفس آدمی خودآگاه است. در هرچه شک کند، درباره خودش شک نمی‌کند؛ زیرا آنکه شک می‌کند، خود او است. او نه درباره خودش شک می‌کند و نه درباره شک کردن خودش. بدن به منزله مرکب برای نفس است. همان­طوری که انسان تا رسیدن به مقصد مرکب خود را تدبیر می‌کند، نفس نیز از تدبیر بدن غفلت نمی‌کند (صدر­المتألهین، 1354: 354). اما همینکه به مقصد رسید، رهایش می‌کند و آماده ارتحال می‌شود. از این رو گفته شده که برخلاف نظر طبیبان جالینوسی و طبیعیون، آنچه سبب حیات است، سبب موت نیست؛ بلکه باید گفت آنچه سبب موت است سبب حیات است. صد­البته که مقصود موت طبیعی است نه موت اخترامی که همواره در تصادفات و حوادث و زلزله‌ها و جنگ‌ها و سیل­ها و طوفان­ها و.... واقع می‌شود.

کرسی حاکمیت نفس بر بدن و مغز و اعصاب، قلب است. نفس به­واسطه قلب، تا روزی که اراده انتقال و آغاز حرکتی دیگر کند، بر بدن حکم می‌راند و هرگونه خللی در آن پدید آید برطرف می‌کند. هرچند که دعا و صدقه و دارو و پرهیز و رژیم غذایی و استراحت و تفریح و ورزش، او را کمک می‌کنند، اما چه­بسا چندان قوی باشد که از همه اینها بی­نیاز بوده و با تدبیر خود بدن را به اعتدال درآورد و آن­را در مقابل موانع و مفاسد حفظ کند و از فرو­ریختن آن مانع گردد. این البته صبر و حوصله و خودسازی لازم دارد. نفوس قوی، صابر بلکه صبور و حتی صبارند. امام علی (علیه­السلام) فرمود: «اِمْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَى بِکَ» (نهج ­البلاغه، حکمت 27) «تا درد با تو سازگار است، تو با آن سازگار باش»

Keywords

Subjects


  1. قرآن کریم

    1. آشتیانی، سید جلال الدین، (۱۳۷۲)، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، قم، مرکز انشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
    2. ابراهیمی دینانی، غلامحسین، (1390)، شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، تهران، انتشارات حکمت.
    3. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، (1395)، الهیات نجاة، مترجم: سیدیحیی یثربی، قم، انتشارات بوستان کتاب.
    4. ابن‌عربی، محی‌الدین، (1400)، فتوحات مکیه، ترجمه: محمد خواجوی، چاپ هفتم، تهران، نشر مولی.
    5. اخلاقی، مرضیه. (1398)، شرح حکمة الاشراق شهاب الدین یحیی سهروردی، ج 1، تهران، انتشارات دانشگاه هنر.
    6. پورنامداریان، تقی، (1394)،  عقل سرخ (شرح و تأویل داستان‌های رمزی سهروردی)، تهران، انتشارات سخن، چاپ سوم.
    7. سهروردی، شهاب‌الدین، (1380)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج1و2و3، تصحیح: هانری کربن، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
    8. شاهجویی، محمدامین، (1384)، مجموعه مقالات هانری کربن، تهران، نشر حقیقت.
    9. شایگان، داریوش، (1392)، آفاق تفکرمعنوی در اسلام ایرانی، ترجمه: باقر پرهام، تهران، فرزان روز.
    10. شهرزوری، شمس الدین محمد، (1380 )، شـرح حکمـة الاشـراق، تصـحیح: حسـین ضـیائی تربتـی، تهـران، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی.
    11. شیرازی، صدرالدین محمد، (1382)،  الاسفار الاربعة، تحقیق و تنظیم: رضا اکبریان،  تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
    12. شیرازی، قطب الدین، (1380)،  شرح حکمه الاشراق، مقدمه: مهدی محقق، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی.
    13. طباطبایی، محمدحسین، (1399)، شیعه در اسلام، چاپ هفدهم، قم، انشارات بوستان کتاب.
    14. ____________________، (1423ق). نهایــة الحکمــة. تعلیق و تصحیح: عباسعلى زارعـى سـبزوارى. قـم، مؤسسة النشر الاسلامى.
    15. غفاری، محمد خالد، (1380). فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق. تهران: انجمن حکمت و فلسفه.
    16. قیصری، داوود، (1393)، شرح قیصری بر فصوص الحکم ابن‌عربی، ترجمه: محمد خواجوی، تهران، نشر مولی
    17. کربن، هانری، (1374)، ارض ملکوت، ترجمه: ضیاءالدین دهشیری، تهران، انتشارات طهوری.
    18. ___________، (1387)،  ابن‌سینا و تمثیل عرفانی، ترجمه: انشاءالله رحمتی، تهران، انتشارات جامی.
    19. لاهیجی، بهایی، (1373)، رساله نوریه در عالم مثال، مقدمه: سیدجلال الدین آشتیانی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی حوزه هنری.
    20. هروی، محمد، (1363)، انواری، تهران، نشر امیر کبیر.
    21. یزدان‌پناه، سیدیدالله، (1391)، شرح و سنجش دستگاه فلسفی شیخ شهاب‌الدین سهروردی. ج 1و2. تهران، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.