Document Type : Original Article
Subjects
با توجّه به شواهد ارائه شده و بررسی معنای «تأویل» میتوان به نتایج ذیل رسید:
1- ظاهراً بسیاری از معتزلیان مشهور، توجّه به قرائن لفظی و معنوی به ویژه قرینهی عقلی را در فهم آیات ضروری دانستهاند و آیات را با توجّه به آن قرائن بدون مخالفت با لغت و علوم ادبی، بلکه در راستای مقتضای قواعد علوم و فنون ادبی، معنا و تفسیر میکنند.
2- اگر گاهی در عبارات برخی بزرگان معتزله، سخن از تأویل است، مقصودشان تأویل آیه و صَرف و برگرداندن معنای بدوی و ظاهری لغوی آن است.
3- محقّقان معتزلی تفسیر آیه را جز با لحاظ قرائن لفظی و معنوی به ویژه قرینهی عقلی و در راستای فهم زبان عربی روا نمیدانند و تأویل به معنای صَرف نمودن آیه از ظاهر تصدیقیِ محصَّل خود که معلول دلالت کلام با همۀ قرائنش نیست.
4- امامیّه نیز مانند معتزله اهل تأویلند؛ یعنی اگر قرائن به معنایی خلاف معنای ظاهری لغوی و اِفرادی -که معلول وضع لغوی است- دلالت کند، آن دلالت و معنا را معتبر ندانسته و آیه را از آن معنا، به معنای ظاهر ترکیبی تصدیقی که معلول دلالت کلام با همۀ قرائنش است، تأویل میبرند.
5- نتیجهی نهایی آنکه نظریۀ سومی به نام نظریۀ «ظهور تصدیقی» یا عناوینی مشابه آن، وجود ندارد و به نظر میرسد نزاع میان برخی از متکلّمان و مفسّران شیعی معاصر با بسیاری از معتزلیان، دستکم در برخی معانی تأویل، نزاعی صوری و لفظی است.
منابع
قرآن کریم (با ترجمۀ فولادوند)
مغراوی، محمّد بن عبد الرّحمن، (1420ق)، المفسّرون بین التأویل والإثبات فی آیات الصّفات، چاپ اول، بیروت، مؤسّسة الرّسالة