نقد و بررسی مبانی برهان حدوث متکلمین دربارۀ‏ اثبات خدا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

مصطفی سامانی قطب آبادی[1]
مسأله‏ی اثبات وجود خداوند همواره مورد توجه فلاسفه و متکلمان بوده است. در این راستا براهین متعددی ارائه شده است که یکی از آن‌ها برهان حدوث است. در این برهان، که عمدتاً به وسیله متکلمان مورد استفاده قرار می‏گیرد، حدوث زمانی شیء حادث موجب نیازمندی آن به علت شناخته می‏شود. ادعای متکلمان در این برهان این است که هر امر حادثی نیازمند علتی است که او را از نیستی به هستی می‌رساند. اگر این علت نیز امر حادثی باشد او هم نیازمند علتی دیگر خواهد بود. علت سوم هم اگر مانند امر اول و دوم امری حادث باشد او نیز نیازمند علتی دیگر خواهد بود و.... از آنجا که تسلسل در علتها محال است، سلسله حوادث در نهایت باید به علتی ختم شود که دیگر حادث نباشد؛ یعنی امری قدیم باشد و سابقه نیستی و عدم در آن راه نداشته باشد. این مقاله ضمن تبیین برهان حدوث متکلمان به بیان اشکالات وارده بر آن‌ها می‌پردازد و در پایان نتیجه گرفته می‌شود که اگر برهان حدوث را از دیدگاه علامه طباطبایی بر مبنای حرکت جوهری تقریر کنیم، برهان مفید و پیروزی خواهد بود.
 


[1]. مدرس دانشگاه پیام نور جهرم.   mostafa.samani92@gmail.com

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Review the arguments of theologians in proving of God being

چکیده [English]

Mostafa Samani[1]
Prove the being of God, philosophers have considered the issue. Several arguments have been presented in the context of its creation arguments can be cited. This argument, which is used mainly by theologians, the occurrence where by occurs when an object needs to be cause is known. Theologians claim that this argument is that any reason why it needs to happen is that he will not step you. It may also occur if the reason he would need another reason. The third reason is if you like the first and the second thing happened, he would need another reason... Since the sequence of causes is impossible, the chain of events ultimately leads to a cause that does not happen again and that it is old and does not record is not that way. This article explains the pleadings speakers to express their problems against critique of Ibn Sina, Mulla Sadra, Mollahadi Sabzwari and Allameh Tabatabai  arguments about the deals and the end result is the occurrence of the argument in terms of Allameh Tabatabai based on the ink, the ink back and accept that accidents and natural occurrence, function and essence if it is proven that both fixed and variable if it is, it would be too variable, argument creation argument would be beneficial and win.
 


[1] . payamenoor university jahrom iran. mostafa.samani92@gmail.com


-US; mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:AR-SA'>[i]. برای بحث تفصیلی در این مورد رجوع کنید به: حق الناس (اسلام و حقوق بشر)؛ محسن کدیور؛ 1386: صفحات 34 ـ15.
 
ar=all style='page-break-before:always;mso-break-type:section-break'>



[1]. Ph.D student, Islamic Azad University, Tehran, Iran mbeheshti92@yahoo.com 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Occurrence argument
  • theologians
  • Avicenna
  • Mulla Sadra
  • Sabzwari
  • Tabatabai

نتیجه

براهین اثبات خداوند دارای سطوح گوناگونی هستند. برهان حدوث متکلمان یکی از براهین اثبات خداوند است. متکلمان ملاک نیازمندی معلول به علت را حدوث شیء می‌دانند یعنی مسبوق به عدم زمانی بودن شیء ملاک احتیاجش به علت است در حالیکه فلاسفه این استدلال را مخدوش می‌دانند و ملاک نیازمندی را امکان ماهوی می‌دانند. شیخ الرئیس مناط نیاز به علت یا تعلق به غیر را وجوب غیری دانسته است. وی بیان می‌دارد که واجب الوجود بالغیر پیوسته بر معلولات حمل می‌شود و تنها اختصاص به حال حدوث ندارد، پس این وابستگی همیشگی است. ملاصدرا با توجه به اصالت وجود بیان می‌دارد که باید ملاک احتیاج را در خصوصیت وجودی معلول، جستجو کرد. به اعتقاد وی حدوث بالذات، سبب نیاز به علت نیست، زیرا اگر چنین بود، ماهیات مُبدَعات معلولات نبودند، در حالی که چنین نیست. به اعتقاد وی اولاً رابطه‏ی علیت را باید در میان وجودِ علت و وجودِ معلول جستجو کرد نه در ماهیت آن‌ها و این همان نتیجه‏ی طبیعی قول به اصالت وجود است. سبزواری این نوع اقامه‏ی برهان بر وجود محدث و صانع جهان را نوعی خروج از راه راست دانسته است وی بیان می‌کند که علت احتیاج ممکن به واجب، امکان است نه حدوث و بر مدعای خود شواهد و دلایلی می‌آورد که از جمله‏ی آن، این است که اگر علت احتیاج ممکن به واجب حدوث است، وجود شیء مشروط به معاند خود می‌شود و چگونه می‌شود که شیء، مشروط به معاند خود شود؟! علامه طباطبایی نیز مقدمات برهان حدوث را مورد نقد قرار می‌دهد اما بیان می‌دارد که اگر حدوث را بر مبنای حرکت جوهری، به حدوث طبعی و جوهری برگردانیم و بپذیریم که اعراض، تابع موضوع جوهری خود هستند و اگر موضوع آن‌ها ثابت باشد، آن‌ها هم ثابت و اگر موضوع آن‌ها متغیر باشد، آن‌ها هم متغیر خواهند بود، برهان حدوث، برهان مفید و پیروزی خواهد بود؛ در این صورت، طریقه‏ی حدوث به طریقه‏ی حرکت باز می‌گردد. بنابراین بر اساس نقد‌های سینوی، صدرایی، سبزواری و طباطبایی می‌توان نتیجه گرفت، برهان حدوث متکلمین، در اثبات واجب متعال، برهان متقن و کار آمدی نیست مگر این که به حدوث طبعی و حرکت جوهری ارجاع شود.

بنابراین، از میان هشت برهانی که اشاره شد، چاره ای جز حذف برهان حدوث متکلمان نیست. مگر این که به فرمایش علامه طباطبایی برهان حدوث را از حدوث زمانی به حدوث طبعی و جوهری بازگردانیم.