نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا

2 استاد تمام دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم تحقیقات

3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت

چکیده

مسئله­ی علم باری­تعالی قبل و بعد الایجاد اشیاء یکى از عمیق ترین و غامض‏ترین مسائل فلسفى و کلامی در تاریخ تفکر اسلامی بوده است. شیخ الرئیس، علم باری­تعالی به ماسوی قبل و بعد الایجاد اشیاء را به واسطه­ی صور مرتسمه و علم حصولی می داند. علامه خفری با دقت نظر و ارائه دلایل متقن، با رد صور مرتسمه و با مطرح کردن علم کمالی اجمالی و تفصیلی، بیان می­کند که علم باری­تعالی عین ذات و ذات واجب به اعتبار ذاتش، منشأانکشاف تمامی موجودات بوده و عین آن چیزی است که در خارج ایجاد کرده است؛ پس تمامی ممکنات به اعتباری علم الهی و به اعتباری معلوم الهی­اند. خفری اعتقاد به صور مرتسمه را مستلزم محل واقع شدن، منفعل شدن و استکمال ذات به وسیله صور مرتسمه دانسته است. نگارنده معتقد است که صدرالدین شیرازی در مسئله­ی علم باری­تعالی قبل و بعد الایجاد اشیاء از آراء علامه خفری تاثیر پذیرفته است. 
 

تازه های تحقیق

نتیجه گیری

با توجه به توضیحاتی که در این نوشتار داده شد و بررسی هایی که از دیدگاه های شیخ الرئیس و علامه خفری بیان گردید می توانیم بگوییم: علامه خفری معتقد است علم باری­تعالی برای صدور ما سوی نیازمند صور مرتسمه نیست. وی بر خلاف شیخ الرئیس و حکمای مشاء علم باری­تعالی به ذات، معقول اول و ماسوی را بدون واسطه و به علم حضوری می داند. هم چنین وی اعتقاد به صور ارتسامی را سبب نیازمندی ذات واجب به غیر دانسته و علم اجمالی را برای صدور موجودات کافی می­داند. از دیدگاه علامه خفری، علم واجب الوجود بالذات، علم فعلی کمالی است و عین ذات واجب است و علم فعلی حضوری در مرتبه ایجاد است و علم حقیقی همان معنای اول است که منشأ انکشاف می باشد. هم چنین با تأمل و تدبر در دیدگاه خفری می­توان اشکالات زیر بر نظریه علم الهی ابن سینا و قائلین به صور مرتسمه قبل و بعد الایجاد اشیاء وارد نمود:  

  1. اعتقاد به صور مرتسمه مستلزم این است که ذات خدا محلی برای حلول این صور باشد؛ یعنی این صور حال در ذات حق هستند و ذات محل است برای این صور در حالی که خداوند حال است نه محل.
  2. اعتقاد به صور مرتسمه سبب انفعال می شود بدین معنا که ذات خداوند به وسیله صور مرتسمه منفعل می شود و خداوند بر ماسوی قدرت ندارد مگر به وسیله­ی این صور بنابراین قدرت خدا محدود می­شود و نمی­تواند بدون این صور چیزی را خلق کند.
  3. استکمال ذات حق به واسطه این صور یکی دیگر از پیامد های اعتقاد به صور مرتسمه خواهد بود در حالی که باری­تعالی از هر حیث کامل و غنی است.
  4. اشکال دیگر که بر صور مرتسمه وارد می شود این است که اعتقاد به چنین صوری لازم می آید که ذات حق، هم فاعل این صور باشد و هم قابل آن.
  5. واسطه قرار دادن صور مرتسمه در علم باری­تعالی سبب اتصاف خداوند به صفتی خواهد شد که نه سلبی است و نه ایجابی.
  6. اشکال دیگر بر شیخ الرئیس این است که صور مرتسمه صفات سلبی نیستند که از ذات حق سلب بشوند و نیز صفات اضافی هم نیستند مانند خالقیت، رازقیت و... این صور نه صفت سلبی هستند و نه اضافی و حکمای مشاء آن را به عنوان صفت حقیقی بیان می کنند که خدا چنین صفتی ندارد.

و در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت که علامه شمس الدین محمد بن احمد خفری با ارائه دیدگاه جدید خود حصار صور مرتسمه را از پیش رو برداشته و با تقسیم علم واجب به علم کمالی اجمالی و تفصیلی بر مبنای علم حضوری، علم حضوریِ باری­تعالی به ذات و قبل و بعد الایجاد اشیاء را اثبات کرده و در شکل گیری اندیشه صدرایی تأثیرگذار می شود (ملاصدرا، 1386: ج6، 236).

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Review of Allameh Khafari's critique of the Divinity science of Avicenna

نویسندگان [English]

  • mostafa samani 1
  • ahmad beheshti 2
  • habib allah ebrahimi 3

1 Student of Islamic Azad University, Fasa Branch

2 Invited Professor of Islamic Azad University, Fasa Branch

3 Assistant Professor, Islamic Azad University, Marvdasht Branch

چکیده [English]

The present study evaluates the critique of Allameh Khufari on the viewpoint of Ibn Sina in the subject of divine knowledge of objects. Ibn Sina, the divine knowledge of nature in the presence and divine knowledge, conveys to us the knowledge that is obtained through the path of the metaphor. Allameh Khafari divides the necessary science into the finer and finer science of perfection. Therefore, all possibilities - both general and partial, both perceptual and objective ones - are present at the obligatory level of excellence. Therefore, all possibilities are on the credit of divine knowledge and they are recognized as divine. According to the results of this research, Allameh Khufari, through the rejection of morality, for not having the place in the width, and through the failure of the sequence in the form of ink, states that the views of the Mesha'ians regarding the divine science are not correct and expressed. It is sufficient that Allah's intrinsic knowledge of Allah's Masawi is sufficient for the creation of God's blood. It seems that Mulla Sadra in the issue of divine knowledge after the creation of objects is influenced by the views of Allamah Khufari.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Allameh Khufari
  • Avicenna
  • Divinity science
  • Essential Knowledge
  • imprinted forms
  1. قرآن کریم

    1. ابن رشد، (1964متهافت التهافت، مصر.
    2. ابن سینا، حسین بن عبداله، (1390)، الهیات از کتاب شفا، ویرایش و ترجمه: ابراهیم دادجو، تهران، انتشارات امیرکبیر.
    3. _______________، (1388)، اشارات و تنبیهات، ترجمه و شرح: حسن ملکشاهی، تهران، انتشارات سروش.
    4. _____________، (1404ق)، الشفاء الإلهیات، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
    5. ابن عربی، (1385)، فصوص الحکم، ترجمه: محمد علی موحد و صمد موحد، تهران، نشر کارنامه.
    6. بهشتى، احمد ،(1386)‏، تجرید شرح نمط هفتم از کتاب الاشارات و التنبیهات‏، قم، بوستان کتاب.
    7. __________، (1391)، زلال حکمت: مجموعه مقالات فلسفی احمد بهشتی، قم، انتشارات دانشگاه قم.
    8. __________،(1382)، غایات و مبادی، شرح نمط ششم از کتاب اشارات و تنبیهات، قم، انتشارات بوستان کتاب.
    9. بهمنیار بن مرزبان، (1362)، التحصیل، به اهتمام عبدالله نورانی و محمدتقی دانش پژوه، تهران، انتشارات علمی فرهنگی. 
    10. خفری، شمس الدین محمد بن احمد، (1382)، تعلیقه بر الهیات شرح تجرید ملا علی قوشچی، مقدمه و تصحیح: فیروزه ساعتچیان، تهران، نشر میراث مکتوب.
    11. _______________، (1396)، مجموعه رسائل علوم عقلی، شیراز ، انتشارات ارم شیراز.
    12. سهروردی، یحیی بن حبش، (1385)، المشارع و المطارحات، ترجمه صدرالدین طاهری، تهران، مجلس شورای اسلامی.
    13. غزالى، محمد بن محمد، (1955م)، تهافت الفلاسفه، تصحیح: سلیمان دینا، چاپ مصر.
    14. _____________ ، (1391)، تهافت الفلاسفه، ترجمه: حسن فتحی، تهران، انتشارات حکمت.       
    15. فخر رازى ، محمد بن عمر ، المطالب العالیه، (1987م)، بیروت.
    16. قاضی عبدالجبار، (1965)، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، قاهره، الدار المصریه.
    17. کاپلستون، فردریک چارلز،(1388)، تاریخ فلسفه یونان و روم، ترجمه: سید جلال الدین مجتبوی، تهران، انتشارات سروش. 
    18. مطهری، مرتضی، (1392)، مجموعه آثار ، تهران، انتشارات صدرا، هفتم.
    19. ملاصدرا (صدرالدین شیرازی)، محمد بن ابراهیم، (1981م)، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، (9جلدی)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
    20. __________________________، (1389)، الشواهد الربوبیة، ترجمه و شرح: جواد مصلح، تهران، انتشارات سروش.
    21. _________________________،(1387)، المبدا و المعاد، مقدمه: سید جلال آشتیانی، قم، انتشارات بوستان کتاب.
    22. ___________________________، (1364)، المظاهر الالهیه، ترجمه: سیدحمید طبیبیان، تهران، انتشارات امیرکبیر.
    23. ___________________________، (1380)، مبدأ و معاد، ترجمه و شرح: محمد ذبیحی، قم، انتشارات اشراق.